مثل کبک

یک راست می روم سر اصل مطلب:

مثل کبک سرمان را کرده ایم زیر برف و فکر می کنیم هیچ کس حقیقت ماجرا را نمی فهمد!

در دو قدمی مان , فقط چند کیلومتر آن طرف تر از مرزهای غربی , یک گروه تروریستی دارد فعالیت های وحشیانه اش را با خیال راحت به معرض تماشای جهان می گذارد و ما نه محکومش می کنیم و نه در مورد پیامدهای شومی که دامنگیر ایرانیان همچو سایر جهانیان و بلکه بیش از آن شده است سخن می گوییم!

در اخبار می شنویم که دختران و پسران جوان و فریب خورده ای از سرتاسر جهان دارند به این گروه می پیوندند و دولت های انگلیس و دانمارک و سایر کشورهای اروپایی در تلاش برای جلوگیری از روند این ماجرا هستند و کمپ های ترک تروریسم تشکیل داده اند در حالیکه اگر سرمان را از زیر برف بیرون بیاوریم می بینیم که ایران هم یکی از پرخطرترین کشورهای جهان برای درگیر شدن مردمانش دراین پدیده ی شوم است و ما نه فکری برای آن کرده ایم و نه راهکاری برای مبارزه با آن اندیشیده ایم.

چند ماه قبل که هنوز بندرعباس بودم به اتفاق آقای همسر سوار تاکسی شدیم.راننده لهجه ی خاصی داشت ,چیزی شبیه به کردی ولی نه کردی کامل! آقای همسر هم شروع کرد به تخلیه ی اطلاعاتی اش و اینکه اهل کجاست ؟!

صحبت به آنجا کشید که اهل ایلام است و هیبریدی از کرد و لر . و اینکه در ایلام , این استان محروم مانده و دور از چشم مانده , شغل های مناسبی برای درآمد مردم و گذران زندگی نیست. او هم به دنبال کار و برای تامین زندگی خانواده اش مجبور به مهاجرت به بندر شده بود تا با کار کردن در اسکله , درآمدی کسب کند.

تا اینجای صحبتش دردناک نبود اما وقتی به آنجا رسید که بسیاری از هم استانی هایش برای کسب درآمد عضو این گروه مخوف شده اند برای ماهیانه پنج میلیون تومانی که به آنها می پردازند, صحبت دردناک شد. از ما انکار و از او اصرار ! و در نهایت با نام بردن از چند دوست و عضو فامیل خودش که همگی را از نزدیک می شناخت و دقیقا" از عضو شدنشان در آنجا خبر داشت متقاعدمان کرد.

حالا باز هم ما مثل کبک سرمان را زیر برف می کنیم و به روی خودمان نمی آوریم که در دوقدمی مان گروهی وجود دارد که جهان دارد برای مبازه با آن برنامه می ریزد و ما نه!

پ.ن 1:در بازی فوتبال ایران و عراق هم سرمان را زیر برف می کنیم و به روی خودمان نمی آوریم که صدا و سیما فقط صحنه های تماشاچیان عراقی را بارها و بارها نشانمان داد و تمام صحنه های تماشاچیان ایرانی را سانسور کرد.

پ.ن 2: ری ست کردن که در پست قبلی به اطلاعتان رسید بسیار مفید واقع شد از جمله اینکه به خاطر سیم کارت جدیدی که فعال کردم برنده ی یک گوشی موبایل اچ تی سی دیزایر شدم. باشد که دروغ نبوده و یک روزی به دستم برسد!

/ 2 نظر / 6 بازدید
روشن ترین نور

بابا خوووووووووووووش شانسسسسسسسسسسسسس اون پی نوشت تلخی پست را از یادم برد[نیشخند]

احمد

افرین دوست عزیز این مطلبتون رو پسندیدم خوشحال میشیم به نوشتن در این سبک ادامه بدین....