چشم زخم

خیلی وقت بود که هیچ خوابی ندیده بودم , چه برسد به خواب های عجیب!

خواب دیدم چیزی چشمم را آزار می داد.باقیمانده های ریمل در چشمم رفته بود و سیاهی آن با ترشحات چشم احاطه شده بود. دست بردم و با انگشت , این سیاهی را از چشمم بیرون کشیدم.وقتی روی انگشتم را نگاه کردم سیاهی ها به هم پیوستند و کلمه ی    

" محمد رسول الله " را تشکیل دادند و بعد در کناره ی چپ آن با رنگ قرمز یا نارنجی آیه ی

" وان یکاد " شکل گرفت.

از وقتی بیدار شدم تمام فکرم را علت یابی این خواب عجیب مشغول کرد. اولش کمی ترسیدم و نگران شدم که شاید افکاری که در مورد گروه داعش و کشتارهای به نام اسلامشان دارم علت این خواب بوده است اما وقتی در مورد آیه " و ان یکاد" سرچ کردم فقط و فقط با معنای " جلوگیری از چشم زخم " مواجه شدم و اینکه شاید به خاطر ورود اولین مهمان به خانه ی جدیدمان بوده باشد.حال آنکه من اصولا" به چشم زخم و این جور خرافات اعتقادی ندارم.

می دانم که هر دو تعبیر , بی اساس و سطحی تر از حقیقتی است که در این خواب نهفته است.از این رو اگر شما سر رشته ای از تعبیر خواب دارید بی صبرانه منتظر شنیدن نظراتتان هستم.

و اما میهمان ناخوانده ای که عصر سه شنبه یک ساعت بعد از تماس تلفنی اش آمد و با ورودش من را دو روز از برنامه ی درسی ام عقب انداخت, یک فامیل درجه یک آقای همسر بود .فکر میکنم لازم نباشد توضیح بدهم وضعیت خانه ای را که چهاشنبه ها روز تمیزکاری اش است و پنجشنبه ها روز خریدش , در عصر سه شنبه چه وضعی دارد!

در یک ساعت مجبور شدم تمام خانه را گردگیری کنم و جارو بکشم و سرویس ها را بشویم و اتاق ها را مرتب کنم و به پذیرایی فکر کنم.اگر آقای همسر مطب را زود تعطیل نکرده بود و با دست پر , به خانه نمی آمد چیز زیادی برای پذیرایی نداشتم.

فامیل درجه یک , برای انجام کاری به تهران آمده بود و از آنجایی که کارش تمام نشده بود مجبور بود یک شب را بماند و روز بعد برگردد.تمام تمیز کاری ها و پذیرایی ها و از درس عقب افتادن ها و احترام گذاشتن ها به یک طرف  و شنیدن آن جمله به طرف دیگر:

چه حالی می شود آدم وقتی به جای اینکه بشنود " نمی خواستم مزاحمت بشوم" به او بگویند " اگر مجبور نمی شدم به خانه ات نمی آمدم!"

/ 4 نظر / 5 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap.com با تشکر[گل] [گل]

مامان فاطمه

سلام خسته نباشید جسمی و روحی خدا عمرش دهد که یکساعت قبل خبر کرده .مال ما بی خبر می آیند .به باقیمانده خوانواده که در شهر خودشان هستند میسپرند که در صورت تماس تلفنی ما چیزی از تو راه بودن آنها نگویند و اخرین سورپرایز اینکه حتی زنگ در را نمیزند. نگهبان که میشناسدشان در را باز کرده ماشین را داخل حیاط آورده و جلو در ورودی ظاهر میشوند حالا تصورر کنید من حتی فرصت تعویض لباس ندارم چه برسد به اوضاع خانه و بچه.من هم تو این سالها زرنگ شده ام و توی حرفها تاریخ های دکتر و چکاپ را در آورده و توی تقویم آماده باش میزنم

سلین

چه خواب عجیبی بوده...واقعا مو به تنم سیخ شد... عزیزم درسا خوب پیش میره؟برات آرزوی موفقیت میکنم.ازین اتفاقای یهویی و مهمونای اینجوری برای منم پیش میاد.ما متاهلا باید برنامه مون انعطاف بیشتری داشته باشه

روشن ترین نور

خدا قوت..برات موفقیت آرزو میکنم...عجب خوابی دیدی ...!! من هیچ سررشته ایی ندارم ولی حتمن پیگیرش باش مجبور بوده بیاد خونه ات ..میفهمی مجبور بوده!![خنده][نیشخند] عجب حکایتی داریم با بعضیا...!!