چه اصراری داریم زشت باشیم؟

آرایش کردن بنده در خانه فوایدی دارد :

برای خودم  اعتماد به نفس و حس زیبایی و شادابی به ارمغان می آورد.

در دیدگاه آقای همسر هیچ تفاوتی ندارد یعنی اصلا" بی آرایش باشم یا یک ساعت وقت گذاشته باشم جلوی آینه , او بازهم محور صحبت هایش خبرهای داغ اینترنت است و محور اصلی نگاهش هم همین طور! تنها راه جلب توجه اش البته از نوع منفی , مداد کشیدن ابروهاست که او را سخت تکان می دهد و فورا" ابراز نگرانی اش را از تخریب زیبایی من گوشزد می نماید به کرات! و البته بازهم پیامدش برای اینجانب مثبت است و می فهمم که روزهای بی آرایشی , کوچکترین چیزی را از دست نداده ام حتی یک نیم نگاه را!!

و اما گل پسر , که همواره ابتدا می پرسد که آیا قرار است جایی برویم؟ و بعد که پاسخ منفی شنید بلافاصله همان جمله ی همیشگی اش را که باعث می شود قند در دلم آب شود تکرار می کند و می گوید: مامان ! تو خودت خوشگلی!

حالا اینکه حرفش بر اساس مقایسه ی من با مردم است یا کارتون های تلویزیون خودش جای بحث دارد.

همان طور که مستحضرید بنده محکوم هستم که تمام کارتون های تلویزیون و سی دی های کارتونی را روزانه چندین و چند ساعت تماشا کنم! و نکته ی قابل توجه در این تماشاهای اجباری مقایسه ی انیمیشن های تازه شکل گرفته ی ایرانی با نمونه های غربی و شرقی آن است.

حالا ما چه اصراری داریم که زشت باشیم سئوالی است که دوست دارم از دست اندرکاران تهیه ی این انیمیشن ها بپرسم؟!

انیمیشن های غربی که نود و نه درصدشان کودکان و نوجوانانی مبتکر و نواندیش با نیروهایی ویژه و خارق العاده را به نمایش می گذارند که دارند از همان کوچه و محله ی خودشان تمام دنیا را نجات می دهند! این نوجوانان و کودکان هیچ کدام زشت نیستند و بزرگسالانی هم که اطرافشان دیده می شوند هم زیبا و خوش تیپ نشان داده می شوند به جز معدودی که قرار است نیروهای شر باشند!

در انیمیشن های شرقی هم , تمام نیروهای خیر و شر داستان زیباو بلند قد با اندامی موزون و چشم هایی درشت و درخشان و موهایی خوش حالت نشان داده شده اند . و این در حالی است که می دانیم بیشتر چینی ها و ژاپنی ها که سازنده ی این انیمیشن ها هستند خودشان از کوتاهی قد و چشم های تنگ برخوردارند! اما انیمیشن هایی می سازند که خودشان را بهتر از آنچه هستند به دنیا دیکته کنند . آنها هم معمولا" قهرمانانی غیر طبیعی دارند مثل سوباسا در فوتبالیست ها!

حالا نگاهی بیندازیم به انیمیشن های ایرانی که دارد از شبکه ی پویا پخش می شود! شخصیت ها ی این قصه ها همگی صورت هایی دراز یا پهن و اندامی عجیب دارند, چشم ها بی حالت و بینی ها قرمز رنگ و بزرگتر از صورت و باز هم دراز یا بسیار بزرگ نشان داده شده اند که مثلا" قرار است خنده دار باشد!

در این میان حتی شخصیت هایی مثل پروین اعتصامی هم مصون نمانده اند و در انیمیشن کوتاهی که قرار بود زندگی این بانوی بزرگ را نشان دهد حداکثر مسخرگی در طراحی چهره و شخصیت سازی غیرموجه , به تصویر کشیده شده بود .

همین طور صدا هایی که روی این انیمیشن ها گذاشته می شود هم به درجات زیادی با مسخرگی و تحقیر همراه است به یک دلیل غیر منطقی که می خواهند شاد باشد!!!یعنی شادی های ایرانی قرار است همیشه در گرو مسخره کردن هم باشد!

در این انیمیشن ها مادرها همیشه یا وقتشان را دارند پای تلفن هدر می دهند و درمورد عمل جراحی بینی و چشم و هم چشمی ها صحبت می کنند و یا مادران خوب دارند آشپزی می کنند و سبزی پاک می کنند!

و انواع و اقسام دروغ گویی ها و کارهای شیطنت آمیز و زشت را به کودکان می آموزند تا بعد نهی اش کنند! مثلا" شیطونکی می آید کودک را گول می زند و کارهای بسیار بدی انجام می دهد , کارهایی که هرگز به ذهن کودک من خطور هم نکرده بود و برای اولین بار از شبکه ی پویا دید , و بعد در چند ثانیه ی آخر داستان کودک از کارهای بدش پشیمان می شود و قول می دهد دیگر آنها را انجام ندهد.

خوب ! چه اصراری داریم که خودمان را بد نشان دهیم!؟ چرا باید شخصیت های داستانی ما چهره های خنده دار داشته باشند و غیر طبیعی جلوه کنند؟ چرا باید اعمال زشت و ناشایست را حتی برای نکوهش به تصویر بکشیم؟

آیا این روش درستی برای نشان دادن ایران و ایرانی به دنیاست؟!

از حق نگذریم , انیمیشن پوریای ولی تنها نمونه ی موفق تاکنون بوده است و جالب است بدانید دنیایی که نشان می دهد دنیایی صرفا" مردانه است!

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
روشن ترین نور

سلام ری را جان ..امیدوارم تعطیلات را به خوبی و شادی در کنار خانواده بگذرونی.. در مورد آرایش و نظر آقایون که هیچی نگم بهتره ..واقعا با احساسات آدم بازی میکنن.. فعلا همه چی به مسخره گی کشیده شده به نظرم !!!!واسه همینم اینقد دلواپسن..

روشن ترین نور

و اینکه اینجور که از شواهد پیداست بانوی زیبایی هستی..

لي‌لي كتابدار

اتفاقا چند وقتي براي خان داداشم دنبال انيميشن ايراني- مذهبي خوب مي گشتم. سرتو درد نيارم كه تبديل شد به سفر جاده ابريشم و آخرش ديگه از روي ناچاري خريد كردم. داستان ها توي جنگل بودن اكثرا و تركيبي از بچه ها و حيوانات. نه تنها روي سر دختر بچه ها روسري بود بلكه روي سر حيوون ها هم چارقد كشيده بودن [چشمک]

هاله مامان رادین

واقعا ایرانیها عادت دارن همی چی رو بدتر از اونی که هست جلوه بدن! تازه زشت بودن هم خیلی بهتره .از دید برنامه سازان فقط مهم اینه که اسلام در خطر نیفته![لبخند]