" یکی هست " که دیگه نیست

سال 91 بود ، تعدادی آهنگ از خوانندگان مختلف روی فلش ریخته بودم  و در راه رفت و برگشت گل پسر به مدرسه توی ماشین گوش میدادیم. گل پسر که تا آن زمان هیچ علاقه ای به موسیقی نشان نمی داد توجه اش به یک آهنگ خاص جلب شده بود! شماره ی آهنگ را حفظ کرده بود و مرتب دستور تکرار همان آهنگ را می داد و هر روز چندبار به اصرار او همان را می شنیدیم.  آنجا اولین حلقه ی آشنایی ما با مرتضی پاشایی بود با همان ترانه ی "یکی هست"!

کم کم من و آقای همسر هم عاشق صدایش شدیم و پیگیر پیداکردن آهنگ های دیگر مرتضی. هر بار که ترانه ی جدیدی می خواند شور خاصی در خانه ی ما برپا می شد.انگار که جادوی خاصی در صدایش بود که مستمان می کرد و به ما عشق می آموخت. بارها با آهنگ" عصر پاییزی" اش سبک بالی و پرواز روح را تجربه کردم، با آهنگ" نفس" اش نفس کشیدم و این هفته های اخیر هر وقت احساس کسالت میکردم با آهنگ"قلبم رو تکراره" می رقصیدم و شاد می شدم. کار هر هفته ی ما سرچ کردن واژه ی " دانلود آهنگ جدید مرتضی پاشایی" بود و هر بار که یکی از ما دونفر زودتر موفق به کشف ترانه ی جدیدش میشد به دیگری فخر میفروخت.

نه تنها افسون صدایش بلکه بزرگواری و شخصیت منحصر به فرد او که در  کنسرتش دیده بودم و قابل مقایسه با بعضی دیگر نیست ،از او اسطوره ای ساخت که با از دست دادنش تمام روز جمعه بیست و سوم آبان نودو سه را اشک بریزیم و از پای اینترنت و تلویزیون تکان نخوریم.

اولین بار که آقای همسر خبر را با چشم گریان آورد ، بهت زده بودم و باور نمی کردم. ده پانزده دقیقه ی بعد چشمه ی اشک من هم جوشید و دیگر قطع نشد.

اما امان از تلویزیون که برای دل مردم پشیزی ارزش نگذاشت تا با خبری رسمی فقدان این مرد بزرگ را مرهم بگذارد.برنامه ی گلخانه شبکه سوم اما در ساعت ده و نیم شب  بالاخره حرف از مرتضی زد و اگر آن  موجودی که کنار مجری ایستاده بود حرف نمی زد ، آتش هجران ، بهتر سرد می شد.او گفت :در دو زمان خدا به بندگانش می خندد، یکی زمانی که انسان بی ارزشی را بزرگ جلوه دهند و دیگر زمانی که انسان ارزشمندی را خوار کنند ، و مرتضی نمونه ی کامل چنین انسان هایی بود!!!!!!!!!!!

و هیچ آدم عاقلی آنجا نبود تا با یک پس گردنی به او بگوید که مرتضی بزرگ بود و مردم هم او را بزرگ می دانستند و یادش همواره در قلب و روح و جان مردم به نیکی و بزرگی باقی خواهد ماند.

 

 

خدایا ! این بغض بی قرار که فرصت نمی دهد!

 

 

روحت شاد! در آرامش بخواب!

ما نیز برای دیدارت روز یکشنبه مقابل تالار وحدت خواهیم بود.....

/ 2 نظر / 38 بازدید
روشن ترین نور

منم خیلی دوستش داشتم.. خیلی حیف بود.. خدایش بیامرزد.. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند..

سلین

واقعا همچین حرفی زد؟؟؟!!! حال مادرجون بهتره ری را جون؟