و اینگونه خواستگارها!

به هرحال برایش می روند خواستگاری.

چندماهی می شود که سرکار رفته.  مادرش می ترسد این کار را هم مثل  کار قبلی رها کند و می خواهد دستش را بگذارد لای پوست گردو! تا بچسبد به کار!

برایشان مهم نیست که هیچ عشقی درکار نباشد.مهم نیست که دختر مردم را با تمام آرزوهای شاهزاده ای اش دود کنند و بفرستند هوا! مهم نیست پسری که هنوز آداب همسرداری را نمی داند ، چگونه می خواهد در درجه ی اول یک همسر و در مرحله ی بعد یک پدر باشد!

در مورد دخترها این حرف را نمی زنم چراکه اغلب آنها از شکم مادرشان ، مادر به دنیا می آیند و در هر زمانی قدرت مادر بودن را دارند و زمان ازدواجشان فقط به توانایی همسر بودن وابسته است.

به هرحال برایش می روند خواستگاری. و دخترهای مردم را خوب و بد و سبک سنگین می کنند برای پسری که هنوز آمادگی شروع یک زندگی مشترک را ندارد.

 

سخن من به آن دسته از دخترانی که باید به اینگونه خواستگاران جواب بدهند این است که اگر قصد ازدواج دارید خواهشا" یک مرد را برای زندگی انتخاب کنید و بدانید که مرد بودن هیچ ربطی به بروز صفات ثانویه جنسی ندارد!

بعضی از این دسته مردها که به خواستگاری شما می آیند ، فقط پسربچه هایی هستند که اگر صد و هشتاد سانتی متر هم قد کشیده باشند ،هنوز عقلشان به اندازه ی یک گنجشک ، دارد در محوطه ی خالی جمجمه ، یک قل دوقل بازی می کند. والسلام.

 

پ.ن: شاید اگر روابط بین دختر و پسر کمی آزادتر بود , آنها شانس بیشتری برای پیداکردن یک همسر مناسب برای زندگی مشترک داشتند.فرصت پیدا می کردند تا به دور از ذره بین های موشکافانه ی والدین شان , در مورد خصوصیات اخلاقی و رفتاری و شخصیتی طرف مقابل اطلاعات کسب کنند و با چشم باز برای زندگی خود تصمیم بگیرند.مسلما" منظورم روابط کاملا" آزاد آمریکایی نیست! ولی مطمئن باشید اگر دختر و پسری فرصت صحبت کردن , نگاه کردن , قدم زدن , خرید رفتن و غذا خوردن با یکدیگر را در محیط اجتماع نداشته باشند , هرگز نمی توانند در مورد ازدواج تصمیم منطقی و درستی بگیرند.

نتیجه اش می شود ازدواج هایی که برای پسران فقط به معنای رفع نیاز! بوده و برای دختران به معنای فرار از طعنه های ترشیدگی است!

و نهایت تمام آنها مشخص است: یا به طلاق منجر خواهد شد و یا سوختن و ساختن تا پایان عمر.

/ 3 نظر / 6 بازدید
خوابگاه میرزا جنگلی

خیلی خیلی یه طرفه به جانب قاضی رفتی! از اون ور بوم افتادی! قبول درام هرکس یه دیدی به زندگی داره و با توجه به اون همسر ایندشو انتخاب میکنه و شما یه تحلیل و استقرا ناقص از جامعه برداشت کردی! الان دیگه خیلی دخترا ترس از صفتی به اصطلاح ترشیدگی ندارن چون طبق امار 20 درصد دختر مجرد زندگی میکنن دوما خیلی پسرا هم برای رفع نیازاای غریزی ازدواج نمیکنن چون راه های راحت تری برای اینکار هست !!! به هرحال اینکه از یه خواستگاری چنین برداشت کلی کنید بسیار غیر منصفانه است

مینا (شب و دلتنگی)

الان اینقدر سایت همسریابی ایرانی و خارجی هست من الان خودم کلی خواستگار دکتر از تو این سایت های همسریابی و فیس بوک دارم . بعضی هاشون رو 5 ساله میشناسم ولی خودم از ازدواج خوشم نمیاد و بهشون هنوز جواب مثبت ندادم من الان 33 سالمه نه از ترشیدگی ترسی دارم نه از حرف کسی ناراحت میشم