ده سال و نه ماه عاشقی

سفارش کیک را هم برای پنجشنبه داده است ، اما شب اصلی تولد جای خودش را دارد. به همین مناسبت تصمیم گرفتم در میان این همه مشغله ام ، برایش کیک و پیتزا بپزم.  مواد کیک را همزمان با تهیه ی خمیر پیتزا ، آماده کردم و نتیجه اش این شد که کیک بدون بیکینگ پودر ماند درحالیکه خمیر پیتزا دو برابر بیکینگ پودر گرفت!  نتیجه ی نهایی نگفته پیداست : کیک افتضاح شد و پیتزا عالی!

به هر حال گل پسر آنقدر درس داشت که به کیک کوچکترین اهمیتی نداد، حجم زیاد درس هایش حتی فرصت نداد او را برای خرید کادوی تولدش بیرون ببریم ، کادویی که قرار بود به انتخاب خودش باشد.  گل پسر خیلی بزرگ شده و من تصور میکنم اگر از این زمان ده سال دیگر بگذرد ، او جوان برومندی خواهد شد که دیگر در آغوشم جا نمی گیرد ، از فرصت استفاده میکنم و در هر لحظه ی مغتنمی سخت میفشارمش.

راستی این چه صیغه ی جدیدی است که معلم , بچه ها را مجبور می کند هر روز یکی دو صفحه از کتاب ریاضی را عینا" در دفتر نوشته و مجددا" حل کنند؟ خوب! به جای این کار تمرین جدید به بچه ها بدهید یا از کتاب کمک آموزشی یا پلی کپی استفاده کنید.اوایل فکر می کردم فقط معلم گل پسر این خلاقیت را به خرج داده است اما بعد شنیدم در شهرهای دیگر هم معلم ها همین کار را می کنند , گویا دستور آموزش پرورش است که به جای کتاب کمک درسی بچه همان کتاب ریاضی را دوباره بنویسد!حالا بگذریم از سایر کار در کلاس هایی که هیچ کدام در کلاس انجام نمی شوند و همه شده اند کار درخانه, و بگذریم از  بخشی به نام درس آزاد در کتاب فارسی که دو درس برگ سفید تحویل دانش آموز شده است و معلم تنبل گل پسر به جای آموزش دادنش , کار را به والدین ارجاع داده! یعنی این یکی دیگر نوبر نوبر است که هر بچه ای درس کتاب فارسی را خودش بنویسد! حالا معلم چطور می خواهد این درس را از دانش آموزان بپرسد الله واعلم!

 

تولد گل پسر هر سال جرقه ای می شود برایم ، که خاطرات نه چندان خوب گذشته ، و حجم بزرگ تنهایی هایم را در میان آن جمع شلوغ به خاطر بیاورم و باز هم تلاشی سخت برای پاک کردن ذهن درگیر داشته باشم. 

به یاد می آورم جمله ای را که بارها از زبان دوست دوران دبیرستانم شنیده ام ، او مرا همیشه باور داشت ( بر خلاف آنهایی که انتظار داشتم باورم داشته باشند) و می گفت که تو اگر از ده درصد ظرفیت هایی که داری هم استفاده کنی موفق خواهی بود.

می گویند کسی که باورت داشته باشد صدمرتبه از کسی که دوستت دارد به تو نزدیک تر است! چقدر خوب بود اگر آنهایی که می گویند برایم دعا می کنند یا "ان شااله" را به ابتدای سخنانشان می چسبانند , " می دانم که می توانی" را جایگزین حرف هایشان می کردند!

فکر میکنم به اینکه من چقدر دوست کم دارم و چقدر در یافتن و نگه داشتن دوست هایم بد عمل کرده ام. اگر قرار باشد یک روز دوباره زندگی کنم دوستان زیادی خواهم یافت و دیگر هرگز از دستشان نخواهم داد.هنوز هم فرصت برای دوست پیدا کردن هست ولی هیچ دوستی طعم دوستی پشت نیمکت های مدرسه و دانشگاه را نمی دهد.

الان که دارم مینویسم ساعت پنج صبح است ، از ساعت سه نیمه شب که تب و لرز سختی کرده بودم ، دیگر خوابم نبرد.  تنها نشسته ام در خانه ای تاریک اما هیچ احساس تنهایی نمی کنم ، آقای همسر مثل همیشه مهربان و استوار کنارم ایستاده است و گل پسر ،  باور تمام آرزوهای دست یافته و دست نیافته ی من است.  خدا را شکر میکنم و  دیگر از او چیزی جز سلامتی ، برای تمام آنها که دوستشان دارم  نمی خواهم.

پ.ن1: بخش بزرگی از مطالب امروز طبق عادت همیشگی حذف شد!

پ.ن2: توصیه می کنم این سرود دسته جمعی دانش آموزان دبستان دخترانه را که بازخوانی دسته جمعی ترانه ی مرتضی پاشایی است حتما" از اینجا گوش کنید. شاهکار کرده اند, دست مریزاد.

پ.ن3: گزارش تکان دهنده از دختری 11 ساله که در نیمه شب های تهران زباله جمع میکند را اگر حوصله ی اشک ریختن دارید در اینجا ببینید.

/ 8 نظر / 12 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس با تشکر[گل] [گل]

زیبازن

ری را جان سلام، از شما دعوت می شود، به خانواده زیبازن بپیوندید، زیبازن محیطی برای آموزش، یادگیری، سرگرمی، لحظات شیرین، دردودل و استفاده از تجربیات یکدیگر. منتظر حضور گرمتان هستیم. زیبازن برای تمام بانوان ایرانی[گل] WWW.ZIBAZAN.NET

سلین

تجربه بهم ثابت کرده کسایی که دوستای زیادی دارن تنهاترن یا خلا بزرگی تو زندگی شخصیشون دارن.شاید همین اطمینان خاطری که از بودن همسر و پسرت داشتی باعث شده برای موندن دوستات خیلی دست و پا نزنی.بهرحال دوست خوب خودش شمارو پیدا میکنه بی اونکه خیلی تلاش کنی.امیدوارم روزی برسه که گل پسر تورو تو آغوشش بفشاره!تولدش مبارک

روشن ترین نور

تولدت مباارک باشه گل پسر عززززیززم...ایشالا همیشه لبخند روی لبهات باشه، شاد باشی و خوشبخت... تشریف میارین اصفهان...کاری اگر از دستم برمیاد، در خدمتم...نمیدونستم خانواده تون اینجان...

پگاه

تولد مرد کوچکت مبارک. براتون سلامتی و دلخوشی آرزو می کنم دوست ندیده عزیزم.

لي‌لي كتابدار

تولد گل پسر عزیز و نازنین و دوست داشتنی با تاخیر مبارک باشه[هورا][هورا]

سلین

ری را جون بیا از تولد گل پسر بگو از خودت بگو.دلمون تنگ شد بابا!درس میخونی یا نه؟اگه درس خوندن باعث کمرنگ شدنته که کاملا موجهه در غیر اینصورت ازین به بعد باید گواهی بیاری[چشمک]

عاطفه

یه رهگذرم با کلی آرزوی چال کرده که از ترس نرسیدن به اونا حتی دیگه بهشون فکر هم نمیکنم.منم دقیقا دچار همین سو تفاهمی هستم که ده سال پیش شما دچارش شدید.درس و کار خودم و همسر و یا داشتن و بزرگ کردن یه بچه 700 کیلومتر دورتر از پدر و مادر. از خوندن مطالبتون لذت بردم با ابنکه اتفاقی به صفحه تون رسیدم اما بعد این پیگیر نوشته هاتون میشم. سربلند باشید