روی خط استوا

حتما" می دانید که وقتی در نیمکره ی شمالی فصل بهار است در نیمکره ی جنوبی برگ های پاییزی در حال فرو ریختن هستند و برعکس زمانی که در نیمکره ی جنوبی پاییز می رسد , مردم دارند در نیمکره ی شمالی جشن بهاری می گیرند.

اما ما اینجا در نقطه ای نزدیک به خط استوا هستیم! و این خودش به اندازه ی کافی دلیل برای به هم ریختگی فصل ها فراهم می کند.

این روزها در خیابان که قدم می گذاری درهم پیچیدن فصل ها را با تمام وجودت حس می کنی. هوا بس ناجوانمردانه گرم است و حمام سونای مجانی در تمام شهر برپاست.

درختان بید مجنون و سپستان و مرکبات و توت  و بسیاری دیگر که نامشان را نمی دانم سرسبز و با نشاط رخ نمایی می کنند و درست در لابلای تمام آن سرسبزی ها برگ ریزانی برپاست از برگ های زرد و نارنجی رنگ درختان کنار و گواوا ! باغچه ی کوچک خانه ی ما هم شاهد برگ ریزانی شگفت انگیز شده و آنقدر درخت کنارمان ( کنار را با ضمه ی روی کاف بخوانید) عاری از لباس شده که آبروی ساکنین کوچکش را به خطر انداخته است. حالا دیگر قمری نازنینی که بالای درخت آشیانه ساخته و روی تخم هایش نشسته است تا جوجه شوند را به راحتی می بینیم و کندوی زنبورهای عسل را که روز به روز بزرگتر می شود و هوس انگیزتر برای ربودن عسل هایش!

سرسبزی درخت انار در میان برگ های زرد درخت کنار:

 

 

 

اینجا جنوب ایران است.جایی نزدیک به خط استوا.جایی که فصل هایش درهم پیچیده اند و آدم هایش به زودی تبدیل به آدم پخته خواهند شد.امیدوارم قبیله ی آدم خوار ها دسترسی به اینترنت نداشته باشند!

/ 3 نظر / 72 بازدید
محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیکم -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- -------- *♥*♥*♥* -------- ------*♥*♥*♥*♥*♥*----- -------- *♥*♥*♥* -------- ----------- *♥* ----------- ┐──────────────────────────────────────┌ │ امام محمد باقر علیه السلام، فرمودند: │ │ دانشمندی كه از علم او سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است │ │ بحارالانوار، جلد 75، صفحه 173 │ ┘──────────────────────────────────────└

روشن ترین نور

البته اینجا هم همینطوره ..صبح زود بهاره به ظهر که میرسه تابستون وحشتناکی میشه و عصر هم کلا میره روی دور پاییز و طوفان و اینا فکر کنم خدا داره یه فصل جدید را تست میکنه برا آفرینش..[چشمک] تحمل گرمای شدید واقعا سخته..

پرستو مهاجر

منم رو خط استوام[لبخند] البته به اجبار[کلافه]