وداع با دریا

رفتیم جزیره ی قشم و این بار مسافت زیادی را در جزیره پیمودیم، تا جزیره ی هنگام. جایی که محل زندگی دلفین هاست و آنها آزادانه در آبهای نیلگونش شنا می کنند اما در این سفر  رخصت دیدن هنرنمایی هایشان دست نداد.

به ساحل نقره ای جزیره ی هنگام سرزدیم، جایی که خاک ساحلش زیر اشعه های نورانی خورشید می درخشد ،و این رنگ نقره ای براق را مدیون فلس های خرده شده ی فراوان ماهی درساحل است . از نزدیک آدم فکر میکند هزاران شیشه اکلیل نقره ای را در ساحل شکسته اند.

 

در بخش دیگری از جزیره ی هنگام ماهی های آکواریومی زندگی می کردند، ماهی های گوشت خواری که برای خوردن خرچنگ بیچاره ای که قایقران طعمه می انداخت هجوم می آوردند و آنقدر باهوش بودند که فاصله ی نیم متری با قایق را رعایت کنند تا اسیر سبد ما نشوند.

دلم برای دریای جنوب تنگ خواهد شد با وجود اینکه خانه ای دارم در کنار دریای شمال.

چیزی که دریای جنوب را برایم متمایز می سازد صخره های سنگی طبیعی در مجادله ی همیشگی با امواج دریاست.

و وجود صخره های منحصر به فردی که اگر در گوشه  دیگری از دنیا واقع شده بودند میلیون ها ایرانی برای دیدن این جاذبه های گردشگری راهی می شدند!

قایقران منتظر ایستاده است و غر می زند.باید از صخره های دوست داشتنی ام خیلی زود دل بکنم و بروم. 

خداحافظ   ای  دریای جنوب!

خداحافظ   ای  خلیج تا ابد پارس!

/ 3 نظر / 19 بازدید
روشن ترین نور

گل پسر را ببین ..[هورا][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب] مثل اینکه از بندر دارین میرین ..کجا اونوقت؟شمال ؟ تهران ؟ اگر شمال هستید و توی همون خونه مذکور من حاضرم بیام کمکت که خونه ات را خوشگل باهم بچینیم..[نیشخند][نیشخند] امیدوارم زیر این آسمان خدا هر کجا ساکن هستی دلتون خوش و لبتون خندون باشه..

پرستو مهاجر

دارین می رین؟!!! خوبه که... خوش به حالت برای منم دعا کن نجات پیدا کنم[لبخند]

دختری از جنوب

هر جا که رفتی خدا پشتو پناهت دلم برات تنگ میشه [ناراحت]