گزینش فوق مدرن

 

نمی شناسمش .

 او خیلی سریع صحبت هایی می کند که زیاد سر در نمی آورم ولی می دانم در مورد درس و دانشگاه است.

ابتدا فکر می کنم می خواهد تبلیغ جزوه های رزیدنتی را بکند ولی فورا" می فهمم که اینطور نیست ، بخصوص وقتی که شماره تلفنی را روی کاغذ می نویسد ، به دستم می دهد و می گوید تماس بگیرید تا زمان بستن قرارداد را هماهنگ کنیم.

حالا دیگر مطمئن می شوم مرا با شخص دیگری اشتباه گرفته است پس این نکته را به او یادآور می شوم.

به محض اینکه می فهمد من دکتر داروساز طبقه ی همکف نیستم و پزشک عمومی هستم ، پیشنهادش را تغییر می دهد : پس لطفا" برای تدریس درس جنین شناسی به دانشگاه ما تشریف بیاورید!

یعنی دارد به همین سادگی استاد دانشگاه پیدا می کند!

حتی دلم نمی خواهد بدانم دانشگاهشان اسمش چیست و کجاست؟

وقتی نحوه ی انتخاب کردن استادانشان خیابانی باشد و بدون اطلاع کافی از دانش او!  چه انتظاری می شود داشت از سایر پرسنل آنجا و دانشجویانی که قرار است بصورت کیلویی و با کسب حداقل دانش از آنجا فارغ التحصیل شوند و بشوند مدرک دارانی کم سواد و بیکار و پرمدعا ، که هیچ کاری متناسب با سوادشان در جامعه نخواهند یافت.قبلا" آقای همسر شدت تعجبش را از دیدن کارنامه ی قبولی یک آشنا در کارشناسی ارشد که به گفته ی او هیچ یک از درس هایش را بالای پنج درصد نزده بود و حتی در دو درس هم درصد جوابگویی اش منفی بود اعلام کرده بود ، و من دقیقا" می دانستم که نحوه ی گزینش دانشجویان در برخی دانشگاه های آزاد و غیر انتفاعی که فقط به طمع انتفاع از پول مردم است چگونه صورت می گیرد ولی هنوز از نزدیک ندیده بودم که نحوه ی انتخاب استادان چگونه است!

حالا فکرش را بکنید جزیره ی قشم که تنها یک بیمارستان دارد چگونه می تواند بصورت بین المللی دانشجوی پزشکی جذب و تربیت  کند و البته آنطور که شنیده ام تا پایان هفت سال چیزی بالغ بر دویست سیصد میلیون از آنها پول می گیرد تا یک مدرک دستشان بدهد.

و جزیره ی هرمز که حتی یک رستوران یا ساندویچ فروشی ساده هم در آن وجود ندارد ، چگونه می تواند در شش رشته کارشناس بیرون بدهد؟! 

برای کاستن از تلخی سخنم عکسی از جدیدترین فرش خاکی در جزیره ی هرمز که همین دیشب از یک عکاس غیر حرفه ای به دستم رسیده است و هنوز رونمایی از آن صورت نگرفته را تقدیم می کنم:

 

عکس های زیر که از سایت های دیگر کپی برداری شده اند مربوط به فرش خاکی در سالهای گذشته است:

 

 

 

شاید بهتر بود به جای رشته های حسابداری و کامپیوتر در جزیره ی هرمز یک دانشکده ی هنر برپا می کردند که متناسب با زیبایی های نهفته در آن باشد.

 

دفعه ی بعد که شنیدید کسی مدرک دانشگاهی دارد حتما" پشت بندش بپرسید از کدام دانشگاه ؟

هرچند که همه می دانند مدرک ، شعور نمی آورد اما لازم است بدانند دیگر مدرک سواد هم نمی آورد!

به امید روزی که هر کسی و هر چیزی در جایگاه واقعی خودش قرار بگیرد.....

 

/ 7 نظر / 44 بازدید
روشن ترین نور

هر جا میروم گوشم پر میشه از همین حرفها ..فلانی هم فوقش را گرفت .اون یکی هم دکتر شده اون هم...و من دیگه بخودم زحمت نمیدم اسم دانشگاه را بپرسم چون در جواب میشنوم حالا هرجا..!مهم اینه که این مدرکه رو میگیره..[سبز] کاش یکی به من میگفت بیا جنین شناسی درس بده..خیلی علاقه داشتم و همون چند ترمی که خوندم نمراتم عالی میشد .. [قلب][قلب]

روشن ترین نور

باز هم حیف که من نتونستم بیایم و این همه زیباییهای بندر را ببینم خیلی خوشگلن فرش خاکی ها..

منم یه عابرم

همه مدل گزینش دیده بودیم،جر این یکی...ممنون از عکس ها،بسیار زیبا بود.

عمه

فرش خاکی ها حرف نداشت[دست][دست]

مینا

برای دانشگاه بین المللی قشم شعبه شهید بهشتی دنبال استاد میگشت؟ خیلی عجیبه مگه هرکسی که از رشته پزشکی یا داروسازی فارغ التحصیل شد میتونه استاد دانشگاه بشه و لایق تدریس کردنه! خوب شد نرفتم اونجا درس بخونم هرچند که پولش رو هم نداشتم بدم ترمی کم کمش 7 و نیم میلیون بود اون زمان فکر کنم الان ترمی 10 میلیون باشه ولی اگر اینقدر میگیرن 100درصد پول خوبی به استادهاش هم میرسه ولی اونی که پول داره میده هیچی یاد نمیگیره چون اگر قرار باشه اینطوری استاد پیدا کنند معلومه دیگه

مینا

راستی خیلی ها مخالف این فرش خاکی هستند از بس خاک هرمز رو برای ساختمان سازی بردند تا چندسال دیگه هیچ خاکی برجای نمیمونه

دختری از جنوب

امسال پذیرش دانشجو تو دانشگاه بین المللی قشم تغیر کرد چون طبق دستور از وزارتخانه بهداشت اگه دانشجویی زیر 800 امتیاز بیاره قبول نمیکنند(رتبه نه امتیاز) چون یکی بود تیز هوشان کرمان خونده بود معدل دیپلمش هم 18 بود اما چون امتیازش زیر 800 بود قبولش نکردن گفتن امسال تغیر کرده استاداش هم همون اساتید دانشگاه بندر هستن