رسالت من

صبح با نوازش گل پسر از  خواب بیدار شوی و اولین صحنه ی مقابل چشمانت لبخند شیرین او باشد و اعلام امادگی اش برای تهیه ی صبحانه به دست های کوچکش! دیگر چه می خواهد یک مادر از این دنیا؟ ساعت بیولوژیک گل پسر روی همان ساعت بیداری اش برای مدرسه تنظیم شده و روزهای تعطیل و غیر تعطیل نمی شناسد ، نمیدانم چرا ساعت بیولوژیک من این چیزها حالیش نمی شود و روزهای تعطیل با کلی بند و تبصره به خواب می رود!

چند ساعت بعد جواب عطر گلهایی که او بر صبحم پاشیده را با اخم های مسموم می دهم که چرا فلان درسش را نخوانده و فلان تکلیفش ناقص است!

چه می خواهیم از جان فرزندانمان؟ گیریم که شاگرد اول کلاسش باشد و شاگرد اول استان و کشور و بعد هم یک ضرب کنکور قبول بشود و بالاترین رشته را بخواند و. ... آخرش که چی؟  وقتی که تب می کند هزار بار میمیرم تا تبش قطع شود و  وقتی کبودی ناشی از ضربه ای روی پایش هست قلبم ترک برمیدارد و وقتی بشنوم کسی جمله ای نامربوط گفته باشد به او می خواهم شکمش را سفره کنم. اینها یعنی که وجودش برایم مقدس و عزیز است نه اینکه چقدر درس می خواند و به کجا خواهد رسید!

 

دوست داشتن و عشق معتبرترین برند جهان است برای انسان ماندن.

 

میبینم که در برگ تکلیفش شغل آینده را پزشک شدن انتخاب کرده است. نه تنها خوشحال نمی شوم بلکه یک خط قرمز رویش میکشم و میگویم فکرش را هرچند برایش یک رویا باشد باید بریزد بیرون. در جامعه ای که هیچ کس و هیچ چیز سرجای خودش نیست برای چه باید مسیری به این سختی و دشواری را طی کند تا یک روز بایستد سر جایی که اکنون من ایستاده ام!  منی که دوران تحصیل خوبی را در مدرسه ی تیزهوشان سپری کردم و بی معطلی وارد دانشگاه شدم و با بهترین نمره ها فارغ التحصیل ، حالا در کجا ایستاده ام؟ در جایی که برای گرفت کار و برجای ماندن در طی دو سال چهار بار بروم گواهی عدم سوء پیشینه از دادگاه بگیرم! پزشک را چه فرض کرده اند ؟ دولت الکترونیک هم که جز اسمش هیچ چیزش پیشرفت نکرده و هربار به جای مراجعه به انگشت نگاری قبلی که باید فایلش موجود باشد و استعلام گرفتن از آن ، مجبورت می کنند بروی اداره ی آگاهی و مجددا"انگشت نگاری شوی و. ...  آنوقت بروی پشت میز بنشینی و به یک مشت آدم های رنگ و وارنگ که بعضی هایشان ادب را قورت داده اند خدمت ارائه کنی و با درد و رنج مردم روز و شب بگذرانی. روراست باشیم باهم ,نود و نه درصد مردم برای دردهایشان به پزشک مراجعه می کنند و در هربار مراجعه قسمتی از دردشان را روی شانه ی پزشک خالی می کنند و می روند. آنوقت دو حالت پیش می آید :اگر بخواهی با وجدان باشی ، نان بخور نمیری در می آوری و دردهای مردم راهم با خودت می بری خانه.  و اگر از وجدانت فاکتور بگیری می شوی یک پزشک درست و حسابی که همه حسرت زندگی اش را می خورند. و در هر دو حالت  انتظار اطرافیانت از تو خرج کردن شبیه گروه دوم است.

 این همه به گل پسر فشار بیاورم که درس بخواند و بایستد در جایی که من الان ایستاده ام با جوانی بر باد رفته در بخش های متعفن و کشیک های استرس زا.

همین که بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد کافیست. وظیفه ی ماست که برای آینده اش سرمایه ای فراهم کنیم تا هرطور که خواست با آن کار کند و با یک مدرک دانشگاهی مطابق میلش روزگار جوانی اش را آرام و کم استرس زندگی کند.  این دینی است که باید به فرزندی که به دنیا دعوتش کردیم ادا کنیم :انسان بودن و انسان ماندن.

گل پسر هر وقت پدربزرگ و مادربزرگ پیرش را می بیند غصه می خورد و با اشک می گوید نمی خواهد وقتی بزرگ شد ما پیر شویم!

دست روزگار آدم را پیر می کند، همین چند روز پیش به یاد دوران جوانی موهایم را فرق وسط باز کردم که ناگهان دو تار موی سپید پریدند بیرون و با دهن کجی گفتند که ما مدتیست این وسط خانه کرده ایم و تو نمیدانستی، من هم امانشان ندادم و کشیدمشان بیرون!

 

می خواهم از این به بعد اخم نکنم به گل پسر ، و زندگی شیرینی که او برایمان ساخته است را با زهر درس و مدرسه تلخ نکنم. باشد که رسالتم را به عنوان یک مادر به درستی ادا کرده باشم.

/ 4 نظر / 9 بازدید
آواپنل

65درصد تخفيف پنل اس ام اس آوا به مناسبت دهه مبارک فجر تنها با 20000 تومان به مدت نامحدود پنل ارسال پيامک دريافت کنيد خط 14 رقمي رايگان بانک رايگان شماره موبايل ايران به تفکيک شهر مديريت آفلاين پنل اس ام اس از طريق تلفن همراه امکان ايجاد نظرسنجي،مسابقات پيامکي و ... جهت ديدن دموي پنل با نام کاربري و رمز عبور زير وارد شويد نام کاربري: avapanel رمز عبور: 1234 http://login.avapanel.ir جهت خريد عدد 2 را به شماره 500029222230 ارسال کنيد

لی لی

چه رسالت خوبی رو انتخاب کردی عزیزم! خدا این گل پسر مهربون و بهترین رو براتون حفظ کنه [قلب][قلب] راستی ری رای عزیز من یه خواهشی از شما و گل پسر دارم. البته اگه واقعا ممکنه: می خوام طرح نقاشی گل پسر از کتابخونه رو برای خودم بزنم روی ماگ قهوه ام. خیلی دوستش دارم و کتاب و ماگ هم دوست دارم. دلم می خواد موقع خوندن کتاب توش قهوه بخورم. اگه ممکنه پیش گل پسر وساطت کن خواهش خاله لی لی شماره 2 رو بپذیره. [خجالت] جوابم رو میام اینجا می خونم. ممنونم عزیزم.[قلب]

لی لی

واییییییییی! خیلی ممنونم که اجازه دادی بهم. به زودی طرحو برای چاپ می برم قطعا ازش در وبلاگم پرده برداری عشقولانه رسمی می کنم. بازم خیلی ممنونم. از طرف خاله لی لی 2 سلام و ماچ مهربون به گل پسر تقدیم کن[قلب]

روشن ترین نور

چقدر خوب گفتی..نظر شخصی من همیشه اینجور بوده ..البته درصد زیادیش بابت تنبلیه هااا..صدای رسالتت را به گوش همه مامانها برسون.. راستی چه خوب که فقط دوتا تارموی سپید داری من ! خیلی ...اونم ظرف همین هفت هشت ماه..! [دلشکسته]