تمام بدبختی ها واس ماس!

این روزها هرکس دارد از دریچه ی نگاه خود مطلبی در مورد این طنز می نویسد و صحبت در مورد آن نقل مجلس صفحات اجتماعی پزشکان شده است.

برخی عقیده دارند که باید بی خیال از کنارش رد شویم چرا که اینگونه اهانت به جامعه ی پزشکی سابقه ی دور و درازی دارد و مردم خیلی زود آن را از یاد خواهند برد. بعضی هم تاب نمی آورند و زحمات خالصانه شان را که دارد با یک نگاه کج کارگردان به باد هوا می رود و تلاشی که باید از این پس برای جمع کردن خرده های ریز ریز شده ی اعتماد بیمارانشان بکنند یقه چاک می کنند!

 

در این میان به مطلبی برخوردم که قلبم را مملو از درد و غصه کرد.

 یکی از پزشکان کامنت های مردم را که ذیل مطلبی انتقادی در مورد این سریال نوشته شده بود عینا" از سایت خبرگزاری  کپی و در معرض دید همکاران قرار داد و سرفصل آن نوشت : همکاران عزیز توجه کنید که عمرتان را برای خدمت به چه کسانی دارید هدر می دهید!

کامنت های مردم بسیار مایوس کننده بود.من حتی از بازگو کردن بسیاری از آنها شرم دارم، هم از جهت کلمات بی ادبانه ای که نثار کل جامعه ی پزشکی کرده بودند و هم از لحاظ صفات بسیار زشت و ناپسندی که بدون در نظر گرفتن استثنا به تمام کسانی که حرفه شان پزشکی است نسبت داده بودند.

خلاصه ی تمام آن نظرات مغرضانه و دور از ادب این بود که به نظر مردم ، پزشکان قشری از جامعه هستند که بدلیل کودن بودن و ناتوانی شان در انجام محاسبات ریاضی و رشته های وابسته به آن ، گام در رشته ی تجربی گذاشته و با هدف درآمدهای کلانی که از جان مردم بیرون می کشند ، این رشته را انتخاب کرده اند.تمام آنها انسان هایی پول پرست و بی ایمان هستند که هرگز جان مردم برایشان اهمیتی نداشته و در ناز و نعمت زندگی بی دغدغه ای را تجربه می کنند. بارها هم تکرار کرده بودند که آنها همگی مثل همند!و چون حقیقت تلخ است دارند به این سریال واکنش نشان میدهند!

 

خواندن این نظرات که تعدادشان زیاد بود و حتی یک مورد دفاع از حقوق پزشکان در لابلای بی ادبی های کثیر ، دل آدم را خوش نمی کرد ، بی نهایت تکان دهنده بود.

 

اینکه این همه بی اعتمادی از کجا شکل گرفت را خوب می دانم، درست از همان موقعی که دولت نتوانست یک زندگی متوسط را برای پزشکانی که در خدمتش جان می کنند و از خواب و تفریح و تمام دلخوشی هایشان دست می کشند فراهم کند و پزشکان مجبور شدند برای سرخ نگاه داشتن صورت خود که با سیلی ممکن نبود، دست به دامن کارهای اقتصادی و زیرمیزی گرفتن و درآمدزایی غیرمتعارف بشوند!

وگرنه  خودتان که بهتر میدانید هنوز هم بیش از پنجاه درصد کودکانی که مورد پرسش برای شغل آینده شان قرار می گیرند ،همان جواب تکراری آشنای " دکتر" بر زبانشان جاری می شود که اهمیت و جایگاه پزشکان را بهتر از هر توضیح اضافه ی دیگری به صراحت بیان می کند درحالیکه  هیچکدام از این کودکان هدفشان برای دکتر شدن کسب درآمد نیست ،یک روز وقتی دکتر می شوند میفهمند که بدون داشتن پول کافی ،دکتر شدن هیچکدام را به آرزوهایشان نمی رساند و مشکل از همینجا آغاز می شود. دقیقا" از وقتی که یک انسان بعد ا ز زیرپا گذاشتن و فدا کردن جوانی اش و کشتن تمام انگیزه های شادمانی اش می رسد به جایی  که به غیر از اسم و رسم برایش هیچ ندارد .

  مهم نیست اگر آن سالهایی که هم سن  و سال های ما وقتشان را در کافی شاپ ها و آرایشگاه و مزون ها و استخر و بدنسازی می گذراندند من و همکارانی که امروزه متهم به انواع صفات ناپسند شدند داشتیم جسد تشریح می کردیم ، لابلای کتاب های قطور نیروی جوانی مان را می سوزاندیم  ، به جای مناظر طبیعت ، دل و روده و چرک وخون می دیدیم و به جای عطرهای دلنشین بوی تعفن بافت های گانگرن شده و استفراغ   و مدفوع نفس می کشیدیم.

مهم نیست که هر کدام از ما چقدر صحنه های وحشتناک از انسان های لت و پار شده دیده ایم ، چقدر در معرض ابتلا به انواع بیماریها قرار گرفته ایم ،چقدر همپای دردهای بیمار درد کشیده ایم . این حرف ها را که می زنم یاد آن زوج اینترنی پی افتم که شیرخوار چند ماهه شان را در گرمای تابستان در اتومبیل خود در حیاط بیمارستان نگهداری می کردند و لابلای ویزیت بیماران هر از چندگاهی به او سر می زدند.یاد آن سربازی می افتم که روی مین رفته بود و برادرش طاقت نداشت از بوی عفونت پا در اتاقش بگذارد و ما روزی پنج بار برایش پانسمان عوض می کردیم و خم به ابرو نمی آوردیم. 

نه! اینها مهم نیست ! مهم این است که هنوز هم مردم سرزمین ما ،همان هایی که برای صحبت کردن با خدایی  که خودش می گوید از رگ گردن به انسان نزدیک تر است ، کیلومترها راه می روند تا دست به دامان مشتی آجر و آهن  با خدایشان حرف بزنند ، همین مردمی که همواره بیمارانشان را خدا شفا می دهد و دکترها می کشند! از این مردم باید همین انتظارراداشته باشیم که بیایند در صفحات اجتماعی  و تمام عقده هایشان را بر سر قشری از جامعه که دارد جیب هایشان را خالی می کند و جانشان را می گیرد ، خالی کنند.

 

فقط از این عزیزان دشنام گو خواهشمندم به یک سوال من پاسخ بدهند:

بار دیگر که بیماری جان خودشان یا یکی از عزیزانشان را تهدید کرد با چه رویی و با چه اعتمادی می خواهند در چشم یک پزشک نگاه کنند و بگویند دکتر به دادم برس؟؟؟

/ 7 نظر / 5 بازدید

بيشتر مردم ما طنز شناس نيستن وبيشتر طنز پردازهاي ماهم طنز پرداز واقعي نيستند. با مسخره كردن ديگران طنز مي سازيم ومي خنديم . ظرفيت ديدن طنز انتقادي را هم نداريم.

نيلوفر

سه چيز در دنيا بي نظير است مادر........................................... عکس مادر................................................. سايه مادر روز مادر و زن مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] دوست داشتين پيش منم بياين

نيلوفر

سه چيز در دنيا بي نظير است مادر........................................... عکس مادر................................................. سايه مادر روز مادر و زن مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] دوست داشتين پيش منم بياين

محيصا

لي لا عزيزم درباره اينكه بايد استثنا قائل شد كاملا موافقم ولي شايد اين كساني كه كامنت گذاشتن همانها باشن كه با همان دكتران مستثني برخورد داشتن!!! به شخصه هم دكترهاي بسيار زحمت كش و باوجدان ديده ام هم برعكس، هم معلم فداكار هم معلم خشن، هم پرستار مهربون و هم نامهربون و اين درباره ي همه ي اقشار و اصناف وجود داره هم بانكدار موجه و مقبول و هم برعكس مسئله اينه كه ما اين مسائل را شخصي نكنيم، گاهي براي گفتن بعضي از مسائل و مشكلات جامعه بهترين راه و روانشناسانه ترين راه استفاده از طنزه، بهرحال ما مشكلات زيادي تو جامعه مون داريم كه باعث اذيت قشر ضعيف ميشه و فقط گاهي اين قشر ميتونن ابراز نظر كنن و اين شادي و استقبال از اين طنز شايد بخاطر همين ناتواني باشه، وگرنه شخصي كه پولداره شما بهتر ميدونيد كه در هتل بيمارستانهاي اينجا(پايتخت) بسيار مورد تكريم هستن. شما به دل نگير و از ديد بقيه هم مسئله رو بررسي كن. موفق باشي دوست عزيز

مامان فاطمه

سلام داستان اینه که اکثریت ما مردم هم بی انصافیم و هم موج سوار تا موضوعی بحث روز شده وظیفه میدانیم که ما هم بدویم و برسیم .این روزها بیشتر به این حرف احسان نراقی ایمان می آورم که در واقع ما ها فکر میکنیم خیلی با فرهنگیم. ولی بی فرهنگی از سر و روی رفتارهامون میباره.کافیه این روزها جاهایی که شلوعه مثل نمایشگاهی جایی پا بزارید حتما چند نمونه از این مثلا با فرهنگی ایرانی میبینید.بعید میدونم این ملت کامنت گذار واقعا همشون تجربه بدی با اطبا داشته باشن همون داستان موجه.من شخصا به دلیل بیماری مزمن همسر 14 ساله همه جور پزشک رفتم از هومیوپات گرفته تا ...و شاید سه مورد برخورد بد یا بی مسولیتی دیدم. در عوض چندین پزشک خوب دارم اطفال و غدد و طب فیزیکی و روماتولوژ و پزشک خانواده و ژنتیک که در حد فرشته بودند برای ما به خصوص از لحاظ اخلاقی.

مامان فاطمه

پس واجب شد از خوبیهای دکتر اطفالمون بگم. همیشه در دسترسه. تلفنی بعد از حداکثر 10 دقیقه جواب سوالها رو میده.برای دیدن آزمایش یا حتی ویزیت کامل دوباره و تجویز دارو پول نمیگیره یعنی برای یک بیماری اگر چندین و چند مراجعه داشته باشید یکبار پرداخت دارید.ویزیت ها کمتر از 20 دقیقه نیست برای نوزاد که تا 40 دقیقه هم میرسه .روی داروهایا شوینده و بهداشتی های خارجی یا آزمایشگاه خاصی تاکید نداره.برای نو مادرها حتی طریقه شستن و شیر دادن و... نوزاد رو آموزش میده در سن بالاتر برای ما ها در حد یک مشاور یا روانشناس راهنمایی و راهکار داره.حواسش به مسایلی غیر از بیماری مورد شکایت مثلا وضع دندون بچه هست.جواب سوالای مارو خودشم چک میکنه مثلا میپرسه جای دیگه ای از بدنشم قرمزه اگه بگم نه خودشم کل بدن رو چک میکنه.تو وایبر در دسترسه جواب آزمایشو تاکید داره حضوری با یه بچه مریض نیارین فکس یا ایمیل یا وایبر کنین. و از همه مهمتر موبایلشو داریم.در دادن انتی بیوتیک خیلی محتاطه .پیگیر بیماریهای قدیمی یا موارد مشکوک که باید مدتها چک بشن هست.در مواقع حاد تا تشخیص قطعی بعد از دیدن جواب آزمایش مادر رو بیخود با احتمالات مشوش نمیکنه.و........ همیشه

سعیده

سلام من دقیقا نمیدونم شما ما کدوم دهه هستید اما من یک دهه هفتادیم که پزشکی قبول شده و البته احساس بدبختی میکنم چون دقیقا به خاطر پول و شان اجتماعی این رشترو میخونم نه علاقه یا کمک به احاد جامعه. شاید جالب باشه اگه بدونین خیلی از همکلاسیای من تا فک میکرنن انسان برترند و همه ازشون پایین ترند گرفتن پول بیشترو حقشون میدونن چون اعتقاد دارن خیلی بیشتر از بقیه زحمت میکشن میگن دروس علوم پایه مهم نیست چون نه یادت میمونه نه اصلا مهمن مثلا همین چند وقت پیش موقعی که استد اناتومی داشت عضله و تزریق و این مسایلو توضیح میداد یکی از دخترا گفت تزریق به ما چه ربطی داره اینکار پرستاره نه یه پزشک البته درستم میگفت چون میخواد پوست بخونه که هم تمیزه هم پول داره و هم تزریق نداره:))راستشو بخواین به نظر من مشکل پزشکی این مملکت نداشتن یه فیلتر اخلاقی برای جدا کردن پزشک خوبو بد از همه و اینکه مقدس ترین حرفه دنیا!!!برای پول دراوردن نیست هدف اصلیش نجات ادماس اگه این طرز فکر جا میافتاد هم من منو امثال من میرفتیم دنبال علاقمون هم این بی اعتمادیا از بین میرفت:)