رویای ماهیانه

هر ماه وقتی آن اتفاق تمام زندگی ام را به هم می ریزد یک رویا ی دست نیافتنی به سراغم می آید:

"صبح که می شود لازم نیست از رختخواب بیرون بیایم.همان جا روی تخت می نشینم و تکیه می دهم و پتو را تا گردن بالا می کشم. یک نفر برایم صبحانه آماده کرده است .سینی صبحانه را با شیر گرم و نان تست و نیمرو می آورد روی پایم می گذارد تا بخورم.بعد هم بدون اینکه چیزی بپرسد قرص های مورد نیازم را با آب پرتقال به خوردم می دهد.برایم یک موزیک لایت می گذارد تا دردهایم آرام بگیرند و با احتیاط و مهربانی نوازشم می کند."

 

اگر قرار بود واقعیت داشته باشد که دیگر اسمش را رویا نمی گذاشتم.

با تمام درد و رنج روز اول آن اتفاق از رختخواب بیرون می آیم .باید به گل پسر صبحانه بدهم و هزار کار دیگر که حتی در همین یک روز هم حاضر نیستند راحتم بگذارند.

روز اول که تمام می شود من هم این آرزو را تا ماه بعد به فراموشی می سپارم.

/ 4 نظر / 3 بازدید

فرصتی ویژه برای دارندگان وبلاگ – آموزش تجارت الکترونیک ..... برای ورود به سایت کافیست لینک زیر را در مرورگر خود کپی کنید سپس اینتر را بزنید cst.us.pn

گلدونه

خوبه حداقل يه رويا برا خودت ميسازي من هم رويا رو هم ندارم

پرستو مهاجر

وا... اینم شد رویا.. خب یه روز از یکی بخواه این کارو برات انجام بده من بچه بودم یه همچین آرزویی داشمانم به مامانم گفتم یه روز صبحانمو آورد تو تختمتم [نیشخند]

روشن ترین نور

رویای من مثل رویای تو زیبا و رمانتیک نیستش ..رویای من اینه که یک روز صبح که از خواب پا میشم و گیجم مستقیم نرم توی آشپزخونه!!!فقط همین .. [گریه]