تسلیم

جنگ تمام شد. هم شکست خوردم و هم تسلیم شدم.

از گفتن این حرف نمی ترسم و دیگر آنقدر شجاع شدم که تقدیرم را بپذیرم . ریختن اشک های روز قبل را انکار نمی کنم اما نمی توانم تن خسته ام را بیش از این در مسیر سنگلاخی وادار به دویدن کنم. تعدادی از تست هایی که با اطمینان صد در صد زده بودم غلط از آب درآمد و بعضی را که بعلت تردید و ترس از نمره منفی در پاسخنامه جواب ندادم  در واقع درست بودند.به هر حال نمره ام بعد از هفت ماه درس خواندن (به استثنای سه هفته ی عید!) و یاد گرفتن هزاران مطلب  ! شده است هم اندازه ی آنچه سال گذشته  با یک مرور سطحی دوماهه به دست آمده بود و به درد قبولی در رشته های مورد علاقه ام نمی خورد و آنقدر احمق نیستم که بخواهم رشته های دیگری را انتخاب کنم .

برای من پرونده ی رزیدنتی برای همیشه بسته شد.

از امروز به زندگی عادی ام باز می گردم و حاضرم برای هر کسی که بخواهد مسخره ام کند فعل نتوانستن را به راحتی صرف کنم!

زندگی کوتاه است و من کوتاهی عمر را با نشستن های بی حاصل هدر نخواهم داد.

می خواهم راه بروم. می خواهم بدوم .می خواهم از کوه ها بالا بروم و از دشت ها بگذرم. می خواهم ببینم .می خواهم بشنوم. می خواهم حواس پنجگانه ام را به میهمانی طبیعت ببرم و تمام اکسیژن هستی را درون ریه هایم فرو کنم پیش از آنکه مهلت کوتاه داشتن این تن خاکی به اتمام برسد!

پ.ن : راستی چند روز قبل یک رزیدنت خانم سال چهارم عفونی در اهواز ربوده و کشته شد . آیا کسی در یکی از شبکه های خبری شنید؟ آیا کسی در روزنامه ای خواند؟

زندگی ما آدم ها همینگونه ساکت و تلخ به پایان می رسد...

/ 7 نظر / 6 بازدید

[ناراحت]

مامان فاطمه

سلام و درود شجاعتتون رو تحسین می کنم. زندگی جاریست.

لی لی کتابدار

وقتی آدم خبری به این وحشتناکی میشنوه براش یادآوری اینه که چقدر دنیا کوتاهه و فقط چند ثانیه می تونه سرنوشت آدم ها رو کاملا عوض کنه. خیلی خبر وحشتناکی بود [ناراحت] مهم اینه که تلاشت رو کردی فعلا مهم ترین چیز برات پذیرش و آرامش بعد اونه[گل]

تیام

سلام ....مهم اینست که تلاشتتونو کردید......وبعدا باعث پشیمونیتون نمیشه....موفق باشید

سلین

نمیدونم چی بگم.خیلیا این حسی که میگی رو دارن و خیلیا حس میکنن لااقل به اندازه تلاششون نبود این نمره‌ ها.ومن همچنان جرئت ندارم حتی بهش فکر کنم.آخه واقعا سختی کشیدم ری را جون.این ۸ماه خیلی تنهایی و سختی کشیدم.ولی بازم میگم هرچی خدا بخواد.صبر میکنم تا کارنامه آخر اردیبهشت بیاد.امیدوارم رتبه تو هم خوب شه.هرچند نمره های عجیب بالای ۴۵۰ و ۵۰۰!!!_ خیلی زیاده

مینا (غروب غمها )

من فکر میکنم کسانیکه اکثر پزشکان عمومی بعد از طرح و ازدواج توی زندگی می افتند و سالها کار میکنند و از درس دور میشند واسه همین قبول شدن تو آزمون دستیاری یا تخصص براشون به مراتب سخت تر از خیلی از نسل های جدیدی هست که هنوز مجردن و بعد از فارغ التحصیلی در حال خوندن هستند * من خودم چندتا دوست آقا هم دارم هرسال آزمون میدن قبول نمیشند

بتول

منم همینطوری شدم قبول نشدم درک میکنم درس خوندن رو نتیجه نگرفتن اما دوباره میخوام تلاش کنم