فیشر سیلانت و داستان چرخش آدم ها!

دندان های گل پسر به مدد ژن های پدری و مراقبت های شبانه روزی من   مثل مرواریدهای سپید و براق از همان شیرخوارگی تاکنون باقی مانده اند. دندان های شیری افتاده هم مثل گنجی گرانبها در جعبه جواهرات من نگهداری می شوند!و همگی سپید و سالم.

 

کمتر از دوماه قبل بردمش دندانپزشکی برای فیشر سیلانت!

"دندانهای شماره 6 اولین دندان های دائمی هستند که در 7 سالگی می رویند و به خاطر شیار بسیار عمیقی که در مرکز این دندان هاست بسیار مستعد پوسیدگی هستند و معمولا" اولین دندانی هستند که کارش به پر کردن و پروتز و کشیدن می رسد.برای جلوگیری از این اتفاق فیشر سیلانت انجام می شود که پر کردن این شیار عمیق با موادی شبیه به پرکردن دندان است."

وقتی 8 ساله بود چند باری برای فیشر سیلانت برده بودمش اما نتوانسته بود شستشوی دندان را بدون حال به هم خوردگی تحمل کند و دندانپزشکان هم با وجود اینکه تخصص کودک داشتند اما حوصله ی کافی برای سروکله زدن با چنین کودکی را نداشتند!

کمتر از دو ماه قبل بالاخره این مهم محقق شد و یک دندانپزشک عمومی که گرایش کودکان کار می کرد فیشر سیلانت را برایش انجام داد.او خانمی بسیار مهربان و با حوصله بود و در حین انجام دادن کار با تکنیک هایی مثل شعر خواندن و خواستن کارهایی از گل پسر حواسش را پرت می کرد .

در پایان نیز هزینه ی دوبرابری اش را از ما گرفت و برای کلاس کارش یک برگه ضمانت نامه ی درمان ارائه کرد که اگر اتفاقی برای این دندان بیفتد ضمانت می کند که بدون هزینه جبران کند!

در ایران کمی بعید به نظر می رسد.نه؟

 

چند روز قبل بطور اتفاقی نگاهی به دندان ها انداختم و متوجه شدم یکی از این فیشر سیلانت ها کاملا" کنده شده است! این بود که با تعیین وقت قبلی دوباره به خانم دکتر مهربان مراجعه کردیم.

اما این بار خبری از محبت نبود. چرا؟

خانم دکتر تا می توانست با خشونت و عصبانیت و غر زدن کار را پیش برد . و علت افتادن فیشر سیلانت را همکاری نکردن گل پسر در مراجعه ی قبلی دانست که منجر به آلوده شدن کار با بزاق شده است. بخش دوم که بخواهد تقصیر را گردن گل پسر بیندازد کاملا" قابل قبول بود اما خشونت چرا؟

چرا دیگر نه لبخند می زد و نه شعری می خواند و نه کوچکترین سعی ای در جهت پرت کردن حواس گل پسر کرد تا کارش را انجام دهد؟!

 

من اصولا" آدمی نیستم که در برابر اینگونه رفتار ضد انسانی سکوت کنم اما سکوت کردم!

هیچ نگفتم . تحمل کردم و هیچ نگفتم. چرا که نمی خواستم باور کودکانه ی فرزندم در برابر تمام آن تعریف هایی که از مهربانی و خوب بودن خانم دکتر دندانپزشک در دو ماه گذشته شکل گرفته بود خراب شود.

 

آدم ها به همین آسانی تغییر می کنند.

باور کنید اما نگذارید کودکانتان به این باور برسند.

/ 4 نظر / 9 بازدید
قالب وردپرس

سلام وبلاگ خوبي داري موفق باشي قالب وردپرس ميخاين بيايد سمت ما

نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap.com با تشکر[گل] [گل]

سلین

شاید بنده خدا با شوهرش دعواش شده بود ری را جون!نمیخوام بگم توجیح قابل قبولی داره رفتارش ولی شاید منم اگه یه روز اعصاب نداشته باشم و بعبارتی روز من نباشه اون روز مریضامو خوب تحویل نگیرم.شما نارحت نشو عزیزم

سلین

شاید بنده خدا با شوهرش دعواش شده بود ری را جون!نمیخوام بگم توجیح قابل قبولی داره رفتارش ولی شاید منم اگه یه روز اعصاب نداشته باشم و بعبارتی روز من نباشه اون روز مریضامو خوب تحویل نگیرم.شما نارحت نشو عزیزم