بندرعباس را نسوز !

بندرعباس این روزها دارد در دو آتش می سوزد. گرمای طاقت فرسای هوای همیشگی اش و آتش افروخته در مکان هایی که دوستشان دارم.

مجتمع تجاری ستاره ی جنوب  همان جایی است که کودکم را برای لحظاتی فارغ شدن از غربت , در دنیای رنگی کوچک شهر بازی اش رها می کردم  و لبخندهای از ته قلبش را به زحمت در قاب کوچک دوربین جای می دادم. همان جایی است که کیف مدرسه ی کودکم را خریدم  و همینطور هدیه های تولدش را در چهار سال پیاپی  و  بیشتر شکلات ها و قهوه ها ی خوش طعمی که یک سال است از داشتنشان محروم مانده ام  و این روزها زبانه های آتش می خواهد اهالی بندر را از داشتنشان محروم کند!

هتل پنج ستاره ی هرمز را بگو . همان پناهگاه آخر هفته هایمان . تنها مکانی که خانواده ی غریبمان را با تمام خستگی ها و دلتنگی ها  در آغوش می کشید تا در هوای تبدار  بعدازظهرهای پنجشنبه اش  ساعتی را به ورزش و تفریح بپردازیم و عرق کرده و سرمست دقایقی هم به تماشای پنجره های روشن بی شمارش چشم بدوزیم و با خود عهد کنیم در آینده ای که دیگر خانه ای در بندر نداشتیم هر وقت فشار کار و زندگی مهلتمان داد برای تجدید خاطرات خوب همان دقایقی که هست در یکی از همان پنجره های روشن  جای بگیریم.

بندر شهر من نیست اما دوستش دارم .

به یاد تک تک میلیمترهایی که کودکم در آن شهر قد کشید

به احترام دیکته ی تک تک کلماتی که کودکم در آن شهر آموخت

به خاطر نگاه پر مهر مردمان خونگرم و دوست داشتنی اش  دوستش دارم.

 

به احترام آتش نشان قهرمان " برکت جوذری " که برای نجات جان مسافران هتل هرمز جان فدا کرد نباید سکوت کنیم و از کنار این مسائل ساده بگذریم .

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
لینک

سلام وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم. www.linc.ir

سيستم وبلاگدهي جديد لاين بلاگ

يه سيستم فوق العاده حرفه اي براي وبلاگ نويسان کاملا رايگان ايندکس بسيار بسيار سريع در گوگل و ياهو ثبت رايگان وبلاگ شما در هزاران دايرکتوري سايت هاي ايراني و خارجي همين حالا وبلاگتون رو در لاين بلاگ بسازيد www.lineblog.ir

محمد

من كلا از محيط و شهر بندرعباس خوشم نمياد يه تضاد خيلي عجيبي تو اين شهر هست فقر و فلاكت و اعتياد در كنار همون مراكز خريد به اصطلاح شيك ... واقعا بايد خيلي مدرن تر و شيك تر از اين چيزي بود كه الان هست [لبخند]