پروفایل

تا حالا شنیدید اسم یک گل اسم مردانه باشد؟

یا برعکس ! اسم یک مرد اسم یک گل باشد ؟

حالا درست است که خودم هم پسرم را گل پسر خطاب می کنم از بس که خوب است ولی این دلیل نمی شود که یک آقا بین خودش با یک گل همزاد پنداری کند!

منظورم این آقایانی است که عکس پروفایل واتزآپ و وایبر شان را عکس یک گل می گذارند! اینها واقعا" پیش خودشان چه فکری کرده اند ؟

اصلا" فلسفه ی عکس پروفایل  نمادی برای شناختن سریع و راحت طرف مقابل است.پس اگر یک موزیسین عکس موزیکی که می نوازد را بگذارد یا یک نقاش عکس یکی از نقاشی هایش را بگذارد باز هم حرفی نیست و قابل پذیرش است اما گذاشتن عکس درخت و گل و بعضا" دیده شده عکس کوه و رودخانه! جایز نیست.

شمایی که ممنوع التصویر هستید و می ترسید از عکستان سوء استفاده شود لطف بفرمایید و در بخش مربوط به عکس هیچ چیزی آپلود نکنید تا دیگران مجبور نباشند بین شما آقای سبیل دار و گل لاله تشابه پیدا کنند!

شما خانم محترم هم لطف کنید و عکس همسر محترم را به جای عکس پروفایل خودتان درج نفرمایید تا دوستان بیچاره مجبور نباشند برای همسرشان که اتفاقی چشمش به موبایل خانم افتاده و در محلی که مثلا" اسم دوستی به نام لاله نوشته شده با یک عکس آقای صدو پنجاه کیلویی مواجه می شود توضیحات اضافه خرج کنند.

شما لطف کنید و همان عکس گل لاله را بگذارید !باشد که رستگار شوید.

/ 5 نظر / 5 بازدید
محيصا

كاملن موافقم??

shiva

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ مراکز روان درمانی ﺭﻓﺘﻢ ! ﺑﻴﺮﻭﻥ مرکز ﻏُﻠﻐﻠﻪ ﺑﻮﺩ. ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﯾﻘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﮐﺶ ﺳﺮ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﻄﻒ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ. دو نفر بدون ملاحظه جوکی زشت ﺭﺍ از موبایلشان برای هم میخواندند و نعره زنان میخندیدند. تعدادی دیگر مشغول چشم چرانی نوامیس هم بودند. ﻭﺍﺭﺩ ﺣﯿﺎﻁ ﺗﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ، ﺩﯾﺪﻡ ﺟﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﭘﺮ ﺩﺭﺧﺖ. ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﻬﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ. ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺪ با هم ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ. ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﻟﻪ ﺷﻮﺩ. ﺁﻣﺪ و ﺁﻫﺴﺘﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﮐﻒ ﺩﺳﺘﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﻭﺩ ! ﻭ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤی ﺩﺍﻧﻢ ... " ﺗﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ " ﺍﯾﻨﻮﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺁﻧﻮﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ... !؟ +خیلی خوووووب گفتی...گل گفتی...[گل]

مامان فاطمه

دمتون گرم خانوم دکتر کلی خندیدم

وحیده

سلام خانوم من الان سه روزه درگیره خواندن وبلاگتونم،خیلی جالب نوشتین اصلا فک نمیکردم یه پزشک انقد روح لطیفی داشته باشه راستش منم یه خورده وضعیتم مثه شماست تو نت دنبال یه دبستان خوب برا گل پسره خودم میگشتم که وبلاگ شمارو دیدم حالا تصمیم گرفتم بزارمش پویا.خداکنه مدرسه خوبی باشه خیلی نگرانم منم ان شالله امسال آخرین سال زندگیم در بندره.