احتمالا" شما هم باور نمی کنید تصویر زیر مربوط به روز درخت کاری باشد!

 

دیروز 15 اسفند روز درخت کاری بود.از چند روز قبل آموزگار گل پسر دستور تهیه ی یک گلدان کوچک گل را برای این روز داده بود و قرار بود همه ی بچه ها گلی با خود ببرند و در پارک نزدیک مدرسه بکارند. من هم که تا شب آخر فرصت نکرده بودم برای خرید گلدان گل کوچک اقدام کنم تصمیم گرفتم از گل هایی که در باغچه کاشته بودیم یکی را بیرون آورده و به گلدان منتقل کنم! رشد سریع  گلهای باغچه باورکردنی نبود.ساقه ها آنقدر بلند شده بودند که انتقالشان به گلدان دیگر امکان پذیر نبود. در نهایت یکی از ساقه های کوچکتر فاقد گل را انتخاب کردم و در گلدان گذاشتم.

قلبا" از این کار ناراحت بودم.هم از دادن گیاه بدون گل به گل پسر و هم از درآوردن یک گیاه از باغچه. بنابراین فردای آن,  بعد از اینکه گل پسر را از مدرسه گرفتم به قصد جبران و به قصد تکمیل آموزش روز درخت کاری نسبت به خرید یک نهال گل کاغذی چهار فصل قرمز اقدام کردم تا با کاشتن آن در باغچه جبران مافات کنم. در راه بازگشت به خانه در حالی که داشتم از فواید درخت کاری برای گل پسر حرف می زدم با این صحنه روبرو شدم:

 

 

 

اینکه شهرداری محترم با چه انگیزه ای و به چه علتی چنین درخت بزرگی را که زینت بخش خیابان و سایه گستری مهربان بود  قطع کرده؟ معلوم نیست. بی شک شما هم صحنه های زیادی از قطع درختان بی گناه دیده اید مثل قطع تمام درختان تبریزی یک خیابان بلند در بابلسر که به بهانه ی گشاد کردن خیابان به وقوع پیوست در حالیکه می توانستند دو باند اضافه در چپ و راست خیابان اصلی طراحی کنند و به درختان تنومندی که چند دهه قامتشان را به رخ خیابان کشیده بودند رحم کنند. ولی وقوع چنین جنایتی در روز درخت کاری بد جوری روی اعصاب آدم ویراژ می رود.اگر هم به فرض علت قطع آن مزاحمت برای سیم های برق بود می توانستند مثل هزاران درختی که مرتب در سایر خیابان ها هرس می کنند این یکی را هم هرس کنند اما از ریشه نزنند.

 

می خواهید نکته ی جالب ترش را بشنوید؟ پس به اس ام اسی که همان روز برایم ارسال شده توجه کنید:

همشهری محترم در نگهداری از درختان شهر کوشا باشید. در صورت آسیب به درختان تحت پیگرد قانونی قرار گرفته و جریمه خواهید شد. با تشکر     شهرداری......    !