می دانم گله هایم زیاد شده ولی چاره ای نیست. همین گله کردن را هم از ما بگیرند دیگر چیزی باقی نخواهد ماند.

 

سالها قبل، تنی چند از دانشمندان، آزمایش ساده ای را بر روی یک قورباغه انجام دادند. آنها قورباغه را داخل یک ظرف محتوی آب جوش انداختند و آن قورباغه بلافاصله به بیرون پرید. سپس قورباغه را در یک ظرف محتوی آب سرد قرار دادند. قورباغه خوشش آمد و این بار از ظرف بیرون نپرید. سپس آنها دستگاه حرارتی زیر ظرف را روشن کردند. آب، گرم و گرم تر شد و قورباغه هم خوشش آمد و خوابید. قورباغه به قدری احساس آرامش می کرد که همانطور در داخل ظرف باقی ماند و پخت.

 

امروزه با همین روش پخت قورباغه را پخته و آماده ی سرو می کنند تا ظاهرش کاملا" خوب و مطلوب بماند و در ظرف غذا دلبری کنند.

این اولین بار است که ابتدا نام پست را انتخاب کردم و بعد شروع به نوشتن نمودم.جمله ی اول را که نوشتم تصمیم گرفتم در گوگل جستجو کنم ببینم آیا نابغه ی دیگری هم غیر از من! تاکنون به این فکر کرده که مثل قورباغه دارد می پزد؟ یا اولین کسی هستم که بصورت نیم پز درآمدم؟ نمی دانم خوشحال باشم یا ناراحت؟

خوشحال از اینکه اولین قورباغه ی نیم پز نیستم . ناراحت از اینکه این همه آدم قبل از من فهمیده اند که در قابلمه دارند می پزند و هیچ کس هیچ کاری برای کم کردن شعله انجام نداده است. نمی گویم خاموش کردن شعله  چراکه سفارش پخت ما از مدتی پیش به آشپزخانه فرستاده شده ولی شاید بشود کاری کرد کمی دیرتر بپزیم.

واقع بین باشیم:همه ی قورباغه ها فرصت فرارکردن ندارند.

در داستان آن سه ماهی که در آبگیر زندگی می کردند و ماهی گیر به سراغشان آمد هم اگر هر سه ماهی با هم اقدام به فرار و تظاهر به مردن می نمودند شانس زیادی برایشان نمی ماند.شاید ماهی گیر وقتی می دید هر دو ماهی برکه مرده اند تصمیم می گرفت ماهی مرده بخورد تا گرسنه نماند.شاید هم به جای پرتاب کردنشان در آب  آنها را می انداخت روی زمین!

 

به هر حال ما که نیم پز شده ایم و دیگر فر ار کردن از قابلمه ی داغ کارمان نیست.

دو راه بیشتر نداریم یا باید آگاهانه پخته شویم و درد بکشیم و یا مگس هایی را که بعنوان پیش کش تعارفمان می کنند بخوریم و لم بدهیم در آب. من روش دوم را پیشنهاد می کنم هم درد ندارد هم ظاهر زیباتری در ظرف غذا پیدا می کنیم به خصوص اگر هنگام سرو کمی جعفری و پیاز حلقه شده هم کنارمان بگذارند.