عجب آدم های عجیبی هستیم ما ایرانی ها!!

در شادی و غصه هایمان باید به دیگران آزار برسانیم. آخر این چه رسمی است که به هر مناسبتی به خودمان اجازه می دهیم صدا های خصوصی مان را آنقدر بلند کنیم که خلق در عذاب بیفتند. بیهوده حرف نمی زنم : دو شب است صدای موسیقی همسایه ی سمت راستی که گویا عروسی دارند خواب و استراحت را برما حرام کرده است. هر بار که چند دقیقه ای ارکستر محترمشان قطع می شد خدا را شکر می کردیم که بالاخره می توانیم چشم برهم گذاشته و به خواب برویم و ... دقیقه ای بعد دوباره صدای ارگ بلند می شد و دی جی محلی شان با فریادهای شادم شادم! 

و ارتعاش آمپلی فایرهایشان تا سه نیمه شب ادامه داشت.نمی دانم امشب هم برای سومین شب پیاپی مراسم دارند یا خیر؟ و آیا با این همه آزاری که به همسایه ها رساندند آغاز زندگی خوشی را روزگار برایشان رقم خواهد زد ؟

 

و این گونه آزار رسانی ما ایرانی ها به مراسم عروسی ختم نمی شود و در مراسم ختم هم بساطی به همین اندازه پررنگ داریم وقتی که نوحه خوانی را با صدای بلند پخش می کنیم .

حالا سرو صداهایی که نزدیک انتخابات برای تبلیغات کاندیداها راه می افتد و بلاهای صوتی که برسر همسایگان حوضه های تبلیغاتی می آید را که دیگر نگو. که اینجانب متاسفانه بارها تجربه اش کرده ام.

و از همه بدتر همان سالی که کنکور داشتم که قصه اش  از همه غم انگیزتر است.آن موقع خانه مان نزدیک یک پارک قرار داشت و از آنجایی که کنکور مرحله اول در پایان فروردین ماه برگزار می شد و از ابتدا تا سیزدهم فروردین مردم عزیزمان هر گونه سرو صدا و تفریح را حق مسلم خود می دانند , آن سال هم از بیست و هفتم اسفند تا سیزدهم فروردین یک سیرک بساطش را در همان پارک نزدیک خانه برپا کرد و البته صدای موسیقی و فریادها ی مربوط به حضورشان نزدیک به هشت ساعتی در هر روز مهمان ناخوانده ی ما بود تا درس خواندن من با اعمال شاقه امکان پذیر شود.

و در ایران هر کجا رفتیم آسمان به همین رنگ بوده است. در شهرهای مختلفی که زندگی کرده ام و در خانه های مختلف , هر کجا رفتیم همسایه ای بساط عروسی اش را تا نیمه شب گسترده است. و بارها مجبور شده ایم صبح فردایش از روی رد خون پاشیده برزمین ناشی از خرافات قربانی کردن حیوان زبان بسته در آن شب کذایی بگذریم که البته آن هم مثل بسیاری چیزهای دیگر حق مسلم مردممان است که حیوانی را جلوی در آپارتمان و یا درست وسط خیابان سر ببرند.

ای بابا! زندگی در جهان سوم و این همه ادا!! 

هنوز هم صدای دی جی در گوشم طنین می اندازد: شادم شادم!