حتما" شنیده اید که می گویند مار گزیده از ریسمان سیاه و سپید می ترسد؟ مار گزیدگی من هم روز به روز بیشتر می شود و ترسم از ریسمان ها هم بیشتر!  چند روز قبل عینک آفتابی چشمم را به طرز معجزه آسایی نجات داد.در حین رانندگی از سمت چپ اتوبان و نزدیک به بلوار وسط در حرکت بودم، کارگر شهرداری که داشت آن وسط با اره برقی درخت ها را هرس می کرد برای لحظه ای اره برقی را بر زمین مماس کرد و همان کافی بود تا تعداد زیادی سنگ ریزه از زمین بلند شده و موشک وار به جان من بیفتند.البته شیشه اتومبیل فقط سه چهار سانتیمتر پایین بود ولی یک سنگریزه که زیاد هم ریز نبود و گوشه های تیزی داشت بدون اجازه داخل آمد و اگر عینک آفتابی بر چشمم نبود احتمالا"درست وسط قرنیه فرود ی آمد چرا که جای خراشیدگی روی عینک این طور گواه می دهد. امروز  از کنار کارگر دیگری که داشت چمن های وسط بلوار را با ماشین چمن زنی کوتاه می کرد رد شدم و بی اختیار جیغ کشیدم و دست بر صورت گذاشتم که مبادا سنگ ریزه ای مشابه قبلی بپاشد و در نهایت هم فعلا" ترجیح می دهم اصلا" شیشه را پایین نیاورم چه بسا تحمل گرما از کور شدن بهتر است.      حالا بشنوید از دسته گل آقای همسر که نزدیک بود چندی پیش خودش را به کشتن دهد! بعد از آن همه سفارشی که در مورد عدم اعتماد به دیگران زیر گوش من می خواند نمی دانم چطور شد که احساس جیمز باند بودن بهش دست داد وآن کار خطرناک را انجام داد؟ آن شب من و گل پسر هنوز از مسافرت برنگشته بودیم و آقای همسر ساعت نه شب در حال دور زدن بوده که یک احمق به پشت ماشینش می کوبد و تمام سپر پشت را می شکند.آقای همسر هم برای اینکه جلوی راه مردم گرفته نشود منتظر افسر نمی ماند و سعی می کند با طرف مذاکره کند و البته گولش را بخورد وقتی که طرف ادعا می کند صافکار آشنا دارد و از آقای همسر می خواهد همراهش برود و بعد آن اتفاقی که نباید می افتد یعنی طرف بچه محل هایش را خبر می کند که بیایند و احتمالا"با چوب و چماق صافکاری انجام دهند.باز هم خوب است که آقای همسر به موقع از این اقدام پلید باخبر شد و پا به فرار گذاشت تا او باشد که دیگر به این جور  آدم ها اعتماد نکند.گاهی آدم فکر می کند که حوادث فقط مخصوص روزنامه ها وسایت هاست و فکر نمی کند همین  مردم حوالی اش هم می توانند مسببان حادثه باشند.خوب! این هم یک مار گزیدگی بود که سبب شد چند روز قبل که سر چراغ قرمز  یک 206به پشتم کوبید به او فقط بگویم خسته نباشید !  هر چند عصبانی شدن بعضی وقت ها به آدم کمک می کند ولی بسیاری از اوقات کنترل خشم مفیدتر است.