وقتی ادعا کرد گرفتن هدیه برایش مهم نیست باورم شد که دیگر بزرگ شده است!

هرچند مطمئنم که این فقط یک ژست دیپلماتیک از طرف گل پسر بود ولی خوشمان آمد.

دلم می خواست تمام کودکی های شاد خودم را برای گل پسر الگو بگیرم و اجرا کنم ولی نتوانستم. مادرم وقتی مرا به دنیا آورد شش سال بیشتر از سنی که من گل پسر را به دنیا آوردم سن داشت ,با این تفاوت که من فرزند آخر خانواده بودم ولی گل پسر تنها فرزند من! دردناک است وقتی که می بینم از عهده ی هیچ یک از کارهایی که مادرم برای شادی من می کرد برنمی آیم.هرچند که گل پسر تجربه های شیرین من را نمی داند و هرگز از کاستی هایی که برایش رقم زده ام گله نمی کند ولی خودم که می دانم!

و دانستن آغاز درد است!

 

امسال هم نتوانستم جشن تولدی برای گل پسر بگیرم ,اما هدیه اش را چرا.بالاخره تلسکوپی که آرزویش را داشت برایش خریدم.بعداز مدت ها تحقیق مارک سلسترون را انتخاب کردم که برند امریکایی داشته باشد هرچند که آن هم سفارش به چین از آب درآمد ! از چند روز قبل تلسکوپ را سفارش دادم و دو روز قبل از تولد واقعی اش به دستم رسید.من هم که کم طاقت! دو روز قبل از تولد واقعی اش کیک خریدم و چند تا بادکنک باد کردم و.... جشن تولد را برگزار کردیم تا هدیه ی گل پسر زودتر به دستش برسد.

خوب! وقتی قرار نیست هیچ یک از دوستانش را دعوت کنم و قرار نیست هیچ یک از اعضای خانواده ی پدری یا مادری اش حضور داشته باشند دیگر چه فرق می کند همان روز تولدش را جشن بگیریم یا دو روز جلوتر؟!

مهم همان هدیه بود که به دستش رسید و خوشحالش کرد, ولی از بخت بد دیشب آسمان ابری بود و هیچ ستاره ای را نمی شد دید و گاهی هم که ستاره ای از پشت ابر درمی آمد برای یک خانواده ی آماتور در نجوم که بخواهند از لابلای پنجره ای حصار کشیده آسمان را رصد کنند کاری دشوار و محال بود.

 

گل پسر پیش از فوت کردن شمع هشت سالگی به جز سلامتی خانواده اش چیز دیگری آرزو نکرد , همان دعای هر شبش قبل از خواب.

نمی دانم که این خوب است یا  بد : کودکی که برایش تمام آرزوهای کودکی به اندازه ی سلامتی پدر و مادرش نمی ارزد.

 

پ.ن: آسمان این شهر بسیار زیباست ولی نه به اندازه ی آسمان های پر ستاره ای که در کودکی می دیدم. بالاخره توانستیم ماه و ستاره ی قطبی و خرس کوچک و بزرگ  را رصد کنیم . و از همه زیباتر ستاره ای چشمک زن در سمت جنوب شرقی که احتمالا" ستاره ی شباهنگ است و ساعت ها ما را مسحور زیبایی خویش نمود.