یکی از جالب ترین خصوصیات ما خانم ها این است که هیچ گاه پیر نمی شویم!

این حرف را مردان به طعنه به ما می زنند چون فکر می کنند منظورمان فقط جوان ماندن  صورت است  ولی در واقع این کودک درون ماست  که  همیشه جوان می ماند. یک زن همیشه  و در هر سنی که باشد این قابلیت را دارد که از ته قلبش فریاد بکشد یا بخندد ولی یک مرد گول مردانگی اش را می خورد و کودک درونش را سر راه می گذارد و می رود!

 

من و آقای همسر در اوج جوانی ازدواج کردیم . درست همان زمانی که شور و نشاط جوانی احاطه مان کرده بود. ساعت ها پیاده روی می کردیم . به مسافرت های سخت و دوست داشتنی می رفتیم . آقای همسر فیلم های روز هالیوود را در کمترین مدت زمان ممکن تهیه می کرد تا با هم تماشا کنیم.

ماجراجویی و ..... خلاصه مثل دو پرنده ی سبک بال با هم می پریدیم.

ولی مدتی است که دیگر همراهی ام نمی کند. چند سالی هست که بزرگ شده. نه حوصله ی سینما رفتن را دارد نه شهربازی رفتن را. 

از زیر هر کاری به بهانه ای در می رود مثلا" می گوید رفتن به کنسرت بچه بازی است و فیلم های سینما را به تاخیر کوتاهی می توان در خانه دید! 

می گوید وسایل شهربازی ها ایمنی کافی ندارند و برای مسافرت جاده ها       نا امن و هواپیما نا مطمئن و قطار خسته کننده است! در سینمای پنج بعدی 

سرگیجه می گیرد و خوردن قهوه به او حساسیت می دهد!

 

ولی من و کودک درونم تنها نیستیم . حالا من گل پسری دارم جوان. که روز به روز بیشتر مادرش را همراهی می کند. تازگی ها خودش برایم قهوه درست می کند و با هم نوش جان می کنیم. با هم سینما می رویم.پلی استیشن بازی می کنیم و هزار بازی دیگر.وقت بازی برایش رجزخوانی می کنم که من از تو می برم  و او هم آن قدر بزرگ شده که اگر ببازد گریه نمی کند.

قرار است هفته ی دیگر با هم به یک کنسرت برویم. 

 

ما خانم ها هیچ وقت پیر نمی شویم. ابتدا خودمان جوان هستیم . سپس  با کودکانمان جوانی می کنیم و سرانجام  هم حتما" نوبت به نوه هایمان می رسد که مارا جوان نگه دارند.