زندگی دوباره امروز بارید  درست مثل دیروز و دیروزهای دیگر.

باز هم با زنگ ساعت از خواب بیدار شدم.صبحانه.کار.اینترنت.ناهار.تلویزیون.کار.شام.خواب.زنگ ساعت .......

دیگه هیچ وقت اون روزهایی که صبح با نوازش مادر از خواب بیدار میشدم برنمیگرده.

دیگه نمیشه به سه ماه تعطیلات تابستانی فکر کرد.

ای کاش یک روز یک ساعت یک دوست فقط برای اینکه دوستت دارد سرزده از راه برسد و برگی از درخت روزمرگی بکند.

شب ها اندیشه های بزرگی برای فردا در سر می پرورانم.فرداباید...............

فردا می توانم...................فردا حتما"...............از فردا...............................

فردا که از راه می رسد باز هم تمام آرزوی من پنج دقیقه وقت بیشتر برای خواب است!

ای کاش یک روز یک ساعت یک دوست............