چه اصراری هم دارد بر درست بودن کلمات اشتباه!

قبل از این که گل پسر کلاس اول برود و تبدیل به یک گل پسر باسواد شود کلمات زیادی را اشتباه تلفظ می کرد. وقتی اشتباهش را تذکر می دادیم سعی می کرد کلمه را درست ادا کند ولی فقط یک بار! و بار دوم دوباره همان کلمه ی اشتباه!

نمونه هایی از کلمات قبل از باسوادی:

مساقبه  = مسابقه

طقبه  =  طبقه

تغبیل  =  تبلیغ

قرعه شکی = قرعه کشی

حمون   =  حمام

تمون   =  تمام

لقچال  = یخچال

درغ و داغون = درب و داغون

وا ئد = باید

شروار = شلوار

ته نا = تنها

شکبه = شبکه

سریعت =  سرعت

قوربابه = قورباغه

قشباب = بشقاب

لخبند = لبخند

اصتقادی  = اقتصادی

بخ بخت = بدبخت

و از همه مهم تر کلمه ای که روزی چند بار تکرار می شد : بن جنس = بدجنس  !

و بارها در دیکته ی مدرسه کلمات را همان گونه که می گفت نوشت تا بالاخره فهمید که اشتباه می کند مثلا" املای بشقاب و قورباغه و شلوار از اشتباهات دیکته ی کلاس اولش بود.

حالا گل پسر باسواد شده و دیگر تمام این کلمه ها را درست ادا می کند ولی......

قبلا" اشتباهاتش را می پذیرفت چون قبول داشت که بی سواد است ولی حالا از کتاب ها و مجری تلویزیون و تابلوهای تبلیغاتی و حتا من هم ایراد می گیرد!

او دیگر با سواد شده با همان یک کلاس درس خواندن  و این ما هستیم که کلمات را اشتباه تلفظ می کنیم:

المپیک  تلفظ درستش می شود=النپیک

غول پیکر =  غول هیکر   یا  غول هیکل

دروازه =  دربازه

خیانت = خیالت

حواس = حباس

و هیچ راهی برای اثبات اینکه کلمات سمت راست درستند نه کلمات سمت چپ وجود ندارد.منطق گل پسر بر این اصل استوار است که کتاب اشتباه نوشته است و هیچ خدشه ای بر این منطق استوار وارد نمی شود.

 دیگر با او بحث نمی کنم . باید صبر کنم تابستان تمام شود و آموزگار کلاس دوم منطق گل پسر را عوض کند.