خدایا من را ببخش!بیش از این نمی توانم در برابر وسوسه ی پختن مرغ مقاومت کنم!

از روزی که فهمیدم مردم کشورم برای خرید مرغ چه حقارت هایی را تحمل می کنند یک هفته گذشته است و من در این مدت هر روز که برای انتخاب غذا سراغ منوی روزانه می رفتم به القاب مختلف جناب مرغ برخورد کرده ام:

زرشک پلو با مرغ. خوراک مرغ با سیب زمینی.فسنجان با مرغ.خورش آلو با مرغ.

من حتا قرمه سبزی را هم با مرغ می پختم.تازه غیر از پخت سوپ های مختلف مرغ و  بیف استروگانف و استامبولی با مرغ و سالاد الویه و..............

یک هفته در برابر منوی غذایی روزانه ام مقاومت کردم در حالی که فریزر خانه ام پر بود. ولی امروز مقاومتم شکست. نه به خاطر وسوسه ی منو ی غذا بلکه بیش از این پختن غذاهای بدون مرغ را نمی دانم و در این هفته گل پسر بد غذا از خوردن غذاهای گوشتی استقبال نکرده است.

داستانی واقعی را نقل می کنم :

پسر جوان دانشجوی ایرانی در کشور فرانسه درس می خواند و اتاقی از یک پیرزن فرانسوی اجاره کرده بود.روزی دولت اعلام کرد کشتی حامل سیب زمینی غرق شده و از مردم خواست تا یک ماه در خرید و مصرف سیب زمینی قناعت کنند . پسر ایرانی فورا" به بازار رفت و یک گونی سیب زمینی خرید!

نصف آن را به عنوان خوش خدمتی برای صاحب خانه اش برد و جریان را تعریف کرد.

ولی پیرزن خوش حال که نشد هیچ  .  گفت:اگر تمام سیب زمینی ها را به مغازه برنگردانی باید تا فردا خانه ی من را ترک کنی!

حالا وضع ما را ببین!حتا یک پیرزن فرانسوی هم نداریم که یادمان بیندازد وقتی جنسی در بازار کمیاب می شود این قدر هول نکنیم.احتکار نکنیم.به اندازه خرید کنیم.به اندازه مصرف کنیم. و از همه مهم تر دنبال کامیون حمل مرغ ندویم!

باشد که رستگار شویم.