رفته ام بازار.یک مانتو خریده ام گل و گشاد.فقط یک وجب از زمین بالاتر است.آقای همسر که دید گفت :دست کم سه سایز برایت بزرگ است.

می گویم:مانتو برایم بزرگ نیست، من برای زمین بزرگم! من و امثال من برای این سرزمین بزرگیم.

چند روز قبل در مقابل دیدگانم دیدم که آن دو دختر  بی گناه را به گناه پوشیدن مانتوی کوتاه همچون جنایتکاران تحت تعقیب قرار داده و دستگیر کردند.

لحظه ای مات و مبهوت به آن ژانر وحشت نگریستم.لحظه ای بعد خدا را صدا زدم و چون جوابی نشنیدم دوباره صدا زدم.

ندا آمد :تو برای این زمین کوچک بزرگی!