سلام.اول از همه بگم که من مامان یک گل پسر هفت و نیم ساله هستم .تا دوساله قبل زندگیم مثل دوی سرعت بود که البته با همسرم بصورت دوی امدادی شرکت میکردیم.از 8 صبح تا 4 بعدازظهر سر کار بودم و 7 شب هم در ماه کشیک داشتم!حالا همسر داری و بچه داری و خانه داری را به آن اضافه کنید!                  تا اینکه

به شهر دیگری منتقل شدیم و من کارم را از دست دادم.

تا حالا شده این همه وقت اضافه داشته باشید؟

راستش اول فکر کردم خیلی خوش میگذره  و البته اوقات بسیار خوبی را با پسر کوچولوم گذراندم  ولی حالا او به مدرسه میره و کلاس تکواندو و شطرنج و ........    و این حس خوبی نیست که احساس کنی رودخانه ی پر حرکت زندگیت یک دفعه تبدیل به آب راکدی شده که مثل یک مرداب رفته رفته به زمین میره...

ولی من بی کار ننشستم

در این مدت به نوشتن شعر وداستان و ...پرداختم.کتابی هم نوشتم در مورد عشق به نام عشق کاغذی  ولی هنوز تصمیم نگرفتم که چاپش کنم یا نه؟

امیدوارم در دنیای مجازی دوستان خوبی پیدا کنم.