بدترین اتفاقی که زندگی یک آدم را تهدید می کند این است که آرزوهایش را از دست بدهد, آرزوهایش حقیر بشوند و یا لابلای کارهای روزمره اش گمشان کند.

و این حادثه ی شوم معمولا" بزرگسالان را تهدید می کند. بزرگسالانی که فکر می کنند به اندازه ی کافی بزرگ شده اند و آسمان زندگی شان به اندازه ی کافی جا ندارد تا شاخ و برگ جدید بزنند و رشد کنند.همان کودکان دیروز که برای یک بستنی گریه می کردند و برای خریدن دوچرخه یک سال تمام خوب درس می خواندند و بیست های کارنامه شان را می شمردند.همان هایی که آرزوهایشان تمامی نداشت و هنوز یکی از آرزوها برآورده نشده در تدارک آرزوی بعدی بودند.نه خریدن اسباب بازی ها سیرشان می کرد و نه بازی های کودکانه شان تمام می شد. بزرگ تر که شدند آرزوهایشان بزرگ تر شد: دانشگاه رفتند_شغل مناسبی پیدا کردند_ازدواج کردند و بچه دار شدند..... و احتمالا" درست در همین نقطه بود که دیگر برای خود آرزو نکردند.........آرزوهایشان افتاد در قدم های کوچک کودکانشان  تا دوباره همان راهی را بروند که یک روز خودشان طی کرده بودند و دوباره به همان جایی برسند که اکنون خودشان ایستاده اند.

آرزوهای خودشان گم شد در تار و پود زندگی.

آرزوهایشان دیگر قد کشیدن نبود . تبدیل شد به حرص و طمع. زیاده خواهی و جمع آوری ثروت. بزرگ تر کردن خانه و لوکس کردن وسایل و بالاتر بردن مدل اتومبیل هایشان.

در بازی روزگار آدمی این گونه خود را می بازد: با از دست دادن آرزوهایش.

خودم را می گویم:خودم  را که در سی و شش سالگی تصور می کنم توان ادامه تحصیل ندارم و قصد دارم در امتحان دستیاری که کمتر از ده روز به برگزاری اش مانده است شرکت نکنم!غافل از اینکه وقتی من در هجده سالگی وارد دانشگاه شدم کلاسمان پر بود از سی و چند ساله هایی که به دنبال آرزوهایشان آمده بودند.خودم را می گویم که آرزوی حضورم در اتاق جراحی را از یاد برده ام و اکنون آرزویم تبدیل شده است به جهشی خواندن کلاس سوم گل پسر و تقویت زبان انگلیسی او و قهرمان شدنش در ورزش و همه چیز شدنش در همه چیز..... منی وجود ندارد در خیل آرزوهای بی شمارم برای او.

به اطرافم که می نگرم پر است از همسن وسالان و چه بسا بزرگ تر از من که هنوز پرند از آرزو و دارند برای رسیدن به آرزوهایشان با دنیا می جنگند و البته اکثر آنها یا ازدواج نکرده اند و یا کودکی ندارند که آرزوهایشان را بدزدد!

می دانم که هنوز آسمان برای قد کشیدن من هم جا دارد

اما شرط لازم برای تحقق آرزوهای خفته ام همراستایی با آرزوهای بی شمار گل پسر است  مبادا  قد کشیدن من آسمان کودکم را کوچک کند...